انسانیت شیعه:طرفداران بنی امیه در تهران آزادند!
لینک آپارات: https://aparat.com/v/0NhpL
لینک آپارات: https://aparat.com/v/0NhpL
روز 22بهمن99 در خبرگزاری تسنیم مطلبی منتشر شد که معترض شده بود چرا در اسکناسهای افغانستان،خبری از زبان فارسی نیست و روی این اسکناسها صرفا از زبان پشتو استفاده شده!
انگار نه انگار که پشتو هم یکی از زبانهای ایرانی است
به روند ارتباطشناسی آوایی زیر دقت کنید:
پشتو=پرشتو=پارشیتو=پارسیتو=فارسیتو
البته این فارسیتو در یک سره زبانی ایرانی قرار دارد و فارسی مصطلح کنونی در سرهای دیگر اما ریشه و تبار هر دو یکی است یعنی هر دو ایرانیاند!
.خب چه ایرادی دارد حالا که جمهوری اسلامی افغانستان به لحاظ مرز سیاسی و حاکمیتی(و نه فرهنگی)از جمهوری اسلامی ایران جداست،به جای فارسی(که یکی از زبانهای ایرانی است)زبان پشتو(دیگر زبان ایرانی)روی صفحه اسکناسها مجال بروز داشته باشد؟
چرا اگر زبان مورد استفاده در اسکناسهای افغانستان پشتو باشد مورد اعتراض است؟جواب میدهند: چون افغانستان زمانی جزو مرز سیاسی ایران بوده و ضمنا جمعیت قابل توجه فارسی زبان هم دارد! و بزرگان فارسی (از جمله پیر هرات خواجه عبدالله انصاری)در افغانستان مدفون هستند.خب نظامی گنجوی،دیگر بزرگ ادبیات فارسی هم در آذربایجان شمالی مدفون است و آذربایجان شمالی زمانی جزو ایران بوده و بخشی از مردمش فارسی هم بلدند،چرا به این معترض نمیشوید که اسکناسهای آذربایجان شمالی به زبان آذری و با رسم الخط لاتین است؟مگر در تبریز اسکناسها به زبان فارسی نیست؟پس چرا در باکو اسکناسها به زبان آذری و با رسم الخط لاتین باشد؟
واضح است که نه به آن اعتراضی رواست و نه به این!هر دوی اینها زاده شرایط خاص ژئوپلتیک و تاریخی هستند و در جای خود تثبیت شدهاند
پس چرا به پشتو بودن اسکناسهای افغانستان معترضید؟تازه پشتو یکی از زبانهای کهن ایرانی است و از رسم الخط نزدیک به فارسی استفاده میکند نه لاتین!
داستان مشهوری از زبان حضرت امیر المومنین علی علیه السلام وجود دارد که در قالب تمثیل،واقعیتی عمیق در حیطه روانشناسی اجتماعی را بیان فرموده اند.حضرت داستانی به این مضمون میفرمایند که:شیر سالخوردهای وارد بیشه ای شد و دید سه گاو سرخ و زرد و سیاه درآن مشغول چریدن هستند.شیر با خود اندیشید که من پیرم و هر سه گاو را با هم نمی توانم شکار کنم و اگر بر همه آنها حمله ببرم،نهایت یکی را بتوانم بدرم و دو تای دیگر فرار خواهند کرد.پس حیلهای اندیشید و نزد دو گاو سرخ و سیاه رفت و گفت:این گاو زرد مایه رسوایی شما گاوهاست.اجازه بدهید او را بدرم که از شر این لکه ننگ خلاص شوید.دو گاو به خود نگاه کردند و گفتند راست میگویی!ما که رنگمان زرد نیست.پس برو و آن گاو زرد را بدر!
شیر گاو زرد را خورد و چند روز بعد دوباره گرسنهاش شد!پس نزد گاو سیاه رفت و گفت:مگر گاو رنگش سرخ میشود؟این رنگ سرخ مایه شرم و انگشت نمایی گاوهاست!به من اجازه بده گاو سرخ را بدرم!
گاو سیاه به خود نگاه کرد و گفت:من که رنگم سیاه است.راست میگویی!رنگ سرخ رنگ رسوایی است.برو و او را بدر!
شیر رفت و گاو سرخ را هم خورد.چند روز بعد دوباره شیر گرسنه شد!کم کم به گاو سیاه که بیخیال در گوشهای مشغول چریدن بود نزدیک شد.شیر غرشی کرد و به طرف گاو سیاه حملهور شد.گاو سیاه که متوجه قصد شیر شده بود،در همان حال که بیهوده تلاش میکرد از دست شیر بگریزد داد زد:همان روز که گاو زرد خورده شد،من هم خورده شدم!
بر اساس این تمثیل باید گفت:همان روز که زبان پشتو تحقیر شد،فارسی نیز تحقیر شد!
وگرنه کدام زبان شناس است که نداند پشتو نیز یکی از زبانهای اصیل ایرانی است که قدمتش از فارسی بیشتر نباشد،کمتر هم نیست.
بسیار جای تاسف است که در یک رسانه رسمی ایرانی و آن هم دقیقا ایرانی و نه بیگانه،افراد ناآشنا به مقوله زبانهای ایرانی، سهوا یا عمدا،با رفتاری شبهه پان فارسیستی،تیشه به ریشه دیگر زبان های ایرانی میزنند.به همین منوال پیش برود، کم کم ایران خلاصه در استان فارس و اصفهان و تهران خواهد شد و بقیه نقاط جزو ایران نخواهند بود!
ما وقتی میگوییم ایران،یعنی ملت یکپارچهای که به زبان فارسی،بلوچی،پشتو، تات،گیلکی،مازنی،آذری(ترکی متداول ایران)،لری،کوردی،کرمانجی و...حرف میزنند.حتی اگر عرب خوزستان به امارات و دبی برود و دهان به سخن باز کند،بلافاصله میگویند او ایرانی است چون از نوع لهجه عربی و نحوه استخدام کلمات توسط او مشخص میشود که تبار ایرانی دارد!
چگونه و با چه رویی زبان پشتو را تحقیر میکنید در حالی که پشتو زبانها در دفاع از ایران (در جریان حمله صدام به خاک ایران)، شهید هم دادند!
مخالفان زبان پشتو طوری از مولانا، بوعلی سینا، ناصر خسرو، رابعه بلخی و خواجه عبدالله انصاری اسم می برند که انگار این بزرگان در زمانه خودشان و در اطراف خود فقط با افراد فارسی زبان سر و کار داشته اند!نه!این تصورات فانتزی را کنار بگذارید!ایران نه فقط اکنون که همیشه بستر حضور گسترده انواع زبانها و فرهنگها بوده وگرنه دیگر اسمش ایران نبود!مولانا به فارسی شعر میسرود و با اطرافیان خود به ترکی سخن میگفت و سخن گفتن آنها به ترکی را نیز میفهمید!ناصر خسرو چه بسا خود هم پشتو را درک میکرد و هم به آن سخن میگفت.همچنین خواجه عبدالله انصاری! و حتی فردوسی! رسالههای عربی بوعلی سینا خود سطح گستردگی زبانی در اتمسفر فرهنگی ایران آن زمان را نشان میدهد!
اما زبان فارسی میراثدار جریان اصلی شعر و ادبیات و نثر ایران تا کنون است و این هیچ ایرادی ندارد!ولی این نقش سترگ زبان فارسی به معنای تخریب و از بین بردن و راندن دیگر زبانهای ایرانی نیست وگرنه اگر چنین کنیم،عین همان داستان تمثیلی سه گاو سرخ و سیاه و زرد تکرار میشود!هوشیاری خود را حفظ کنیم!
خبرگزاری تسنیم رسانهای نزدیک به سپاه پاسداران است.سپاه پاسدارانی که در عمق استراتژیک عراق و سوریه و لبنان،به همت فرماندهانی چون شهید فقید سعید،قاسم سلیمانی چنان همگرایی بین اقوام و مذاهب گوناگون علیه داعش به وجود آورد که پس از شهادت سلیمانی مذاهب شیعه و سنی ،ادیان مسیحی و ایزدی و اقوام کرد و عرب عزادار او شدند.
با چنین پیشینهای بسیار جای حیرت است که رسانه تسنیم،چنین رفتار ناشیانهای از خود بروز دهد.
جمهوری اسلامی ایران ،با گروه جنایتکاری مانند طالبان مذاکره میکند و نشان میدهد ایران تا این حد اهل تعقل دیپلماتیک است که از همه ظرفیتهای لازم را برای تامین امنیت و ثبات منطقه استفاده میکند حتی به بهای مذاکره با یک گروه تروریستی وحشی مانند طالبان که سابقه قبلی تخاصم با ایران را هم دارد!
آیا زبان پشتو که جزیی از ذخیره فرهنگی-زبانی ایرانی است را باید اینگونه با بیمهری راند چون امثال گروه طالبان وحشی هم از زبان پشتو به عنوان زبان رسمی استفاده میکند؟
تحلیل شخصی من این است که مذاکره ایران با طالبان وحشی در نهایت به نتیجهای نمیرسد و این گروه و همفکرانشان،مجددا به ایران خنجر خواهند زد چون تفکر تمدنی ندارند و فرقهای با منافع و چشمانداز محدود هستند لذا در گذر زمان این گروه ، تفکراتشان و همفکرانشان،محو و نابود خواهند شد ولی تمدن ایران و زبانهای ایرانی از جمله پشتو خواهند ماند
آیا نباید کیاست تمدنی خود را به کار بیندازیم؟
مسعودنوروزی-ارتباطشناس
توییتر MassoudNorouzi
پادشاه ملک خویشم بیکم و بیکاستی
عشق من! دنیا دروغ است و تو تنها راستی
از همه دنیا گذشتم تا تو را آرم به دست
کل دنیا طالبم شد چون تو من را خواستی
مسعودنوروزی(م.ن.راهی)
ای که مانند نسیم سحری
از سر کوچه ما می گذری
عشق آن است که چون می گذری
یادگاری دل ما را ببری
عاشقت بودهام و شرمم نیست
که شوی آبرویم را خطری
آبرویم همهاش جمع تو شد
پیش چشم تو بیابم اثری
مسعودنوروزی (م.ن.راهی)
اینک این شعر در توییتر:https://twitter.com/MassoudNorouzi/status/1337150153090715649
لینک و فیلم مربوط به این نوشته در توییتر: https://twitter.com/MassoudNorouzi/status/1335002256656244736
#رشتو #خاطرات_راهی #شهید_ذوالفقاری
مسعودنوروزی,ارتباطشناس:بعد از زیارت مزار عارف بزرگ آقای #آیت_الله_قاضی،در اطراف مزار ایشان در #وادی_السلام #نجف قدم میزدم و تفکر میکردم.از وطن و آدمهایش دل کنده بودم و #راهی سفر #اربعین شده بودم برای #خودشناسی!اگر اینجا به این چیزها فکر نمیکردم پس کجا باید فکر میکردم؟فکر کردم که همصحبتی با این عارف بزرگ چطور بوده؟کاراکتر این آدم چه شکلی بوده؟خب!حرفهای مکتوب خواندن از کسی یک چیز است،با خود آن آدم مستقیم حرف زدن یک چیز دیگر!همین طور اطراف مزار #مرحوم_قاضی بین قبور در حال گشت زدن بودم و دیگر رسیده بودم کنار جادهای که #وادی_السلام را به دو قسمت تقسیم میکند.یهو صدای جوانی مرا از افکارم بیرون کشید:#سلام حاج آقا یه عرضی داشتم!
نگاهش کردم.جوانی تنومند و درشت هیکل.گفتم:سلام!بفرما!
آمد جلو:حاج آقا آدم خوبه وقتی وارد یه کاری میشه اونو کامل انجام بده!
-بله!خب؟
لبخندی زد و گفت:حاجی اون عباتو که بقچه کردی زیر بغلت خو بنداز روی دوشت دیگه!خوشگل میشی به خدا! من گاهی(شاید هم اغلب!) عبایم را تا می کنم و زیر بغلم میگیرم.مثلا روزهای بارانی یا خاکی،برای کثیف نشدن عبا این کار را می کنم.همانجا هم برای این که عبایم به قبرها گیر نکند و خاکی نشود آن را تا کرده بودم و زیر بغلم گرفته بودم.اما وقتی آن #جوان این حرف را با آن لحن تودلبرو گفت،بلافاصله گفتم:چشم! و عبا را روی دوشم انداختم.خودش هم با دست خودش آن را روی شانهام مرتب کرد و دیدهبوسی کرد و رفت(آن موقع هنوز #کرونا نبود!)
کمتر از دو سال بعد هنوز #اربعین نرسیده،در #تهران،بنر یک شهید مدافع حرم توجهم را جلب کرد که چهره آشنایی داشت.او همان جوان خوشروی آن روز در #وادی_السلام نجف بود.عارف بزرگ و سالکالیالله،#شهید_هادی_ذوالفقاری!پرس و جو کنان فهمیدم مزارش در همان #وادی_السلام است!عجب!کجا؟نزدیک مزار #مرحوم_قاضی!عجب در عجب!#اربعین که شد رفتم #نجف و در وادی السلام!دیدم عجب در عجب در عجب!مزارش حدودا همانجایی است که این #شهید مرا از افکارم بیرون کشید و با من #سخن گفت!یک ماکت فلزی تمام قد هم از او در لباس نظامی آنجا بود یک لحظه حس کردم خودش است که آنجا ایستاده!شما اگر فضای قبرستان #وادی_السلام را درک کنید میفهمید چه حالتهای عجیبی دارد! اما خب! ماکت بود نه خود #شهید!البته الان اگر به #بهشت_زهرا(در منتهی الیه جنوبی میدون کَشتی!)بروی،میبینی که عین همان ماکت البته نشستهاش آنجاست!
در جوار مزار #شهید_ابراهیم_هادی که هادی ذوالفقاری(آن طور که دوستانش به من گفتند)،بسیار دوستش داشت و عکس او را جلوی موتورسیکلتش نصب کرده بود!بله!کنار مزار #شهید ابراهیم هادی،یک شهید گمنام دفن است که آنجا را به خاطر دل #مادر شهید ذوالفقاری ماکتش را گذاشتهاند که پیرزن برود آنجا بالای سر شهید گمنام وبرای پسرش فاتحهای بخواند.تا وادی السلام #نجف که نمیتواند هر #جمعه برود. این روزها هم که در این #تهرون خراب شده،دنبال پیگیری کارهای اداری،پلههای این سازمانهای عریض الطویل را هن و هن کنان بالا و پایین میروم،عادتا عبایم را زیر بغل میگیرم اما یهو که یاد آن حرف #شهید_هادی_ذوالفقاری که با آن لب خندان و چهره پر جذبهاش به من زد میافتم،ته دلم ناخودآگاه چَشمی میگویم و عبا را روی دوشم میاندازم.دیداری کوتاه بود مثل گذر نسیم.او شاید پیکی بود برای جواب آن سوالم که دیدار رو در رو با یک عارف الهی چگونه است.خب!نصیب ما هم این شد که کنار #مادر شهید بنشینیم و تماشا کنیم نگاه خیره او را به قبر #شهید گمنامی که قرار است قبر پسرش در #وادی_السلام #نجف را برای این مادر تداعی کند!
در تیرگی فلسفه غربت دنیایی
دینم تو شدی که از تبار آشناهایی
مسعودنوروزی(#م_ن_راهی)
لینک این یادداشت در اینستاگرام: https://www.instagram.com/p/CILSPZ_BTNN/
مسعودنوروزی,ارتباطشناس:قبل از هر چیز بگویم که تاریخ رند۹۹/۹/۹مال۱۳۰۰پیش است!کسانی که ۱۳۰۰ سال پیش در آن روز به دنیا آمدند تاریخ تولدشان #رند بود.آن موقع هم که #تاریخ_تولد_رند اصلا مُد نبود!به تقویم نگاه کنید:امروز۱۳۹۹/۹/۹است.آن۱۳اولش رندی را خراب کرده!
خب!این ماجرای تاکید روی رند بودن تاریخ تولد فرزند در چارچوب وسواس جای میگیرد!
وسواس در هر چیز،نشانه فقر است.فقر رابطه!فقر توجه!حتی فقر مالی!یعنی من کیسهایی داشتهام که در یک بازه زمانی از عمرشان،در فقر مالی شدیدی به سر میبردند و وسواس تمیزی تنها شاخصهای بود که آنها را نسبت به نداشته هایشان در قیاس با دیگران که وضع مالی برتری نسبت به آنها داشتند آرام میکرد.که مثلا فلانی هرچند پولدارتر از ماست اما به خانه اش که میروی روی کمدش یک وجب خاک نشسته اما من هرچند از لحاظ مالی پایین ترم ولی از او تمیزترم!
فقر رابطه از فقر مالی خطرناکتر است و وسواسی عمیقتر به بار میآورد.
نمونه اش همین هجوم مادران لاکچری باز برای تولد زودرس فرزندشان در تاریخ رند است که هم زایشگاهها و هم ثبت احوال را با چالش مواجه کرده!به طوری که ظاهرا ثبت احوال در یک مساعدت بی سابقه اعلام کرده کسانی که تاریخ تولدهای چند روز قبل و بعد تاریخ به اصطلاح رند۹۹/۹/۹ را در همان نهم آذر ثبت می کند!
ریشه این وسواس چیست؟ چرا فقر رابطه وسواس تولید میکند؟
#وسواس درباره اعداد رند،نوعی واکنش #مغز نسبت به هراس #فراموشی و نسیان است.همه میدانیم که اعداد رند در خاطر #انسان ماندنیتر است.لذا افرادی که نسبت به #رند بودن اعداد مربوط به خود(مثل شماره تماس یا همین تاریخ تولد فرزند)وسواس دارند،دچار #هراس فراموشیاند!
اما هراس #فراموشی در چه کسانیست؟آنها که در #روابط_اجتماعی خود #موفقیت خاصی نمیبینند که بین بقیه شاخصشان کند.پس اگر فرزندشان در۹۹/۹/۹به دنیا بیاید،این را موفقیتی میدانند که به سبب رند بودن این عدد،در خاطر همگان میماند که فرزند فلانی تاریخ تولدش رند بوده!
اینگونه افراد در ابتدا باید به جای تمرکز روی شخصی سازی اعداد رند،به تمرکز روی رابطه های واقعی خود در #جامعه و اطرافیان بیندیشند و روابط ارزشمند خود را پیدا و آنها را تقویت کنند.
مراجعه به یک مشاور کار بلد نیز میتواند اندک اندک این افراد را به سبک زندگی طبیعی سوق بدهد چون بهای این نوع وسواس،تولد یک نوزاد ناقص الخلقه نیز بوده!به همین خطرناکی!
مسعودنوروزی,ارتباطشناس
#مسعودنوروزی #ارتباط_شناس #مشاور #مسعود_نوروزی #م_ن_راهی #میم_نون_راهی #دلار #طلا #ثروت #تولد #نوزاد #زندگی #مشاوره #خوشبختی #جالب #فان
#گزارش_ویژه_فارسی
خب این روزها،یعنی هفته پایانی شهریور نود و نه،متوجه موضوعی عجیب شدم.وبسایت شهرمرفهنشین کارمل در ایالت ایندیانای آمریکا،از دسترس خارج میشود و تصویر سردارسلیمانی بر آن ظاهر میشود همراه جملاتی که ظاهرا حاکی از این است که این وبسایت توسط یک گروه سایبری ایرانی هک شده!
این خبر در رسانههای محلی و اندکی هم در رسانههای ملی آمریکا بازتاب داشت و اذهان و افکار عمومی هم با توجه به فضای کشمکش سیاسی امریکا با ایران در این روزها،به سادگی پذیرفت که گروهی ایرانی این کار را کرده باشد!
اما یک سرس ابهامات و نکات در اینجا وجود داشت که نظر من را جلب کرد:
تصویری که بعد از هک ادعا شده در صفحه سایت آن شهر قرار داده شده بود،در ظاهر طبیعی و مجاب کننده بود اما من به عنوان یک ایرانی ایرادی فاحش در ان یافتم:جملات موجود در این صفحه به دو زبان انگلیسی و فارسی بود و بامزه این بود که طرز نگارش جملات انگلیسی کاملا بومی و NATIVE بود اما...
طرز نگارش جملات فارسی کاملا دست و پا شکسته و غیر بومی بود انگار توسط گوگل ترنسلیت آن جملات فارسی را نوشته بودند!
علاوه بر آن، این سوال هست که شهر مرفه نشین و برکنار از سیاستی مثل کارمل که فقط حدود صدهزار نفر جمعیت دارد، چه جذابیتی برای جنگ سایبری ایرانیها علیه آمریکا دارد؟
و نکته جالبش همین است:شهر مرفهنشین!
مثلا اگر در سایت شهر کارمل که محل مراجعه و امور مدنی مردم مرفه است یک سری حساب و کتابهای مالی وجود داشته باشد که حاکی از مثلا اختلاس یا تراکنشهای مالی غیر قانونی باشد، با چه بهانهای میتوان آن را از بین برد که بعدا کسی مشکوک و پیگیر نشود؟
بله! بهترین بهانه هک شدن سایت است! اینجوری همه چیز طبیعی جلوه میکند و رد اسناد مربوط به پولهای هاپولی شده هم پاک میشود!
خب!حالا مثلا صحنه سازی کنند که سایت توسط چه کسانی هک شده طبیعیتر جلوه میکند؟ بله! توسط ایرانیها
که این روزها ماجرای ترور ژنرال طراز اولشان(سردارسلیمانی) توسط امریکاییها هنوز داغ و محل مشاجره است.پس در یک صحنه سازی اسکرین مورد نظر را با تصویر سردارسلیمانی اماده و در صفحه اول سایت منتشر میکنند و به بهانه هک شدن سایت همه اطلاعات موجود در دیتابیس سایت را پاکسازی میکنند.
بله! به این ترتیب عدهای مفسد اقتصادی در ساختار اداری یک شهر کوچک مرفهنشین در آمریکا، از آب گل الود سیاست کلان خارجی آمریکا و تنش آفرینیهای این کشور در جهان،برای خودشان ماهی گرفتند.
جالب اینجاست که این قدر بدیهی است که ایرانیها ممکن است چنان کاری کرده باشد که هیچکس سوالی به ذهنش نمیرسد که ایران را چه به شهر کارمل؟
من آنچنان باهوش نیستم که توانستم آن پیشفرضها را تصور کنم.فقط کافی است بیرون از بمباران تبلیغاتی رسانهها باشی تا تناقضها را ببینی و از دیگر سو کافی است در زیر بمباران تبلیغاتی باشی تا بدیهیترین تناقضها را متوجه نشوی حتی اگر
بسیار باهوش باشی!
در گام اول،برای من مهم این بود که آن گروه تبه کار احتمالی را که از اسم ایران و سردارسلیمانی برای پوشش خلافکاری خودشان سوءاستفاده کرده بودند را رسوا کنم.
خب، اقدامات من این بود که ابتدا نامه اعلام جرم خطاب به دادستانی ایندیانای امریکا بنویسم و
قرائن بالا را گوشزد کنم و در گام بعدی رسانههای امریکایی را در جریان احتمال این سوءاستفاده بگذارم
و سپس مقاماتی که گمان میرود میتوانند پیگیر موضوع باشند
و در گام آخر نهادها و فعالان اجتماعی امریکایی را آگاه کنم.
اما در طی این چند روز،
فقط با سکوت مرگبار از سوی همه آنها مواجه شدهام.بجز یک چت در توییتر که در آن خطاب به من نوشته بود:تو افسر اف بی آی هستی؟نمی تونی فریبم بدی!
در همین حد! که همان هم چند ساعت بعد پاک شد!
کاملا واضح است که افراد مذکور که همه شهروند ایالات متحده هستند،حس میکنند که توییتر چون یک نرم افزار آمریکایی است، هرگونه پیامشان به من، از سوی سیستم حاکمیت امریکا رصد و کنترل و ردیابی میشود و ظاهرا آنها این آزادی و به تبع آن امنیت را در محیط پیرامون حس نمیکنند که بخواهند راحت پیامی یا واکنشی حتی در حد تکذیب یا تمسخر با من رد و بدل کنند و بسیار کج دار مریز(با احتیاط و محافظهکارانه) رفتار می کنند.
دیروز(فکر کنم مقارن با بیست و نه شهریور نودو نه) نیویورک تایمز باز هم خبر از یک حمله سایبری ایرانیها داد و من حدس میزنم روند زنجیرهای این ماجراهای سایبری هک یک قصه برنامه ریزی شده برای
اتهام زنی جدید علیه ایران و وضع تحریم و دریافت غرامت باشد.
باید ببینیم وقایع آینده چطور پیش میرود.
در کل برای من واضح شده که بازی بالاتر از سطح یک سری بچه هکر باشد. امریکایی جماعت از آب کره میگیرد و هرگز نباید به این جریانها به دیده خوشبینی نگریست.مسعودنوروزی(ارتباط شناس)
باید ببینیم وقایع آینده چطور پیش میرود.

حکم حجاب از نظر دینی روشن است.جامعه ما نیز جامعه دینداری است.کشمکشی که در نوع پیادهسازی آن در جامعه وجود دارد مربوط به تفکر پدرسالاری است.اتفاقاتی مانند گشت ارشاد و امثال آن برآمده از تفکر پدرسالاری هستند.با تفکر پدرسالاری شاید بتوان به صورت مقطعی درافتاد اما در دراز مدت تضمینی ندارد.
کسانی که دم از آزادی حجاب میزنند شاید در ظاهر حرفشان،حرف گروههای وسیعی از جامعه به نظر برسد اما این حرف جایگاه ضعیفی در زمینه قدرت اجرایی دارد..مانند الگوی کوچک خانواده که در آن فرزندان خواهان آزادی بیشتر در پوشش هستند اما پدر به عنوان صاحبخانه و سرپرست نسبت به این خواسته مقاومت دارد.آیا میتوان پدر را محکوم کرد؟ اکثریت قاطع همین جامعه بلافاصله جواب میدهد:نه!باید احترام پدر حفظ شود!در چنین جامعهای حرف از آزادی حجاب زدن بیشتر برای جلب رای قشرهای طرفدار آزادی حجاب به حساب میآید تا دلسوزی واقعی برای جامعه!
لذا وضع جامعه همان وضع کجدار و مریز(محافظهکارانه) میشود که در واحدهای کوچک جامعه(خانواده)برقرار است.یعنی جلوی پدر احترام حفظ میشود و پسر و دختر جلوی او مراعات میکنند اما در مناسبتهایی که خلق پدر باز است و جو و فضا میطلبد(عروسی،جشنسالنو و...) فضا برای آزادی پوشش بازتر میشود.در فضای وسیع جامعه دقیقا همین الگو در سطح کشور تکرار میشود.مانند ایام انتخابات و مناسبت هایی مانند راهپیمایی 22بهمن که ناگهان فضای اخبار رسمی صداوسیما(که نمایانگر موضع رسمی نظام است)مملو از تصویر خانمها و آقایانی میشود که پوشش آنها با عرف همیشگی صداوسیما در طول سال سازگار نیست.
این همان فضایی است که قبل از انقلاب اسلامی نیز در ایران وجود داشت و ذهن فراموشکار و فاقد حوصله مطالعه تاریخی جامعه ما،به غلط تصور میکند این فضای پدرسالارانه مولود شرایط بعد انقلاب است.
در چنین وضعی، تبدیل کردن بحث حجاب به دغدغه و بحث اصلی جامعه و ایجاد دوقطبی حجاب اختیاری و اجباری، صرفا آدرس غلط دادن برای بهره برداری سیاسی است که هر کس امکان دارد با نیت و قصد خودش به طرح آن بپردازد.
دوقطبی حجاب اختیاری و اجباری باطل است و تحت فضای این دوقطبی حاکمیت دینی را متهم کردن آدرس غلط دادن است چون آدرس اصلی این دو قطبی در حکم دینی حجاب یا در حاکمیت دینی نیست، بلکه کلید این دوقطبی در مدار سنت و تفکر پدرسالاری قرار دارد که حتی قبل از مسلمان شدن ایرانیها در روح و تفکر ایرانی وجود داشته است.مسعودنوروزی(ارتباطشناس)

اندوه ، غبارم شد و میبرد تـنـم را
عمریست که مدیون تو ام آمدنم را
تا مومن عشق تو شدم یکسره دیدم
هر سجـده به تو خانه تکانی شدنم را
مسعود نوروزی راهی (م.ن.راهی)
#شعر #ادبیات #عاشقانه #زندگی #نماز #محبت #مومن #سجده #عکس #عکسنوشت #خانه #خدا #عبادت #آرامش #عرفان #مسعود_نوروزی #مسعودنوروزی #مسعود_نوروزی_راهی #م_ن_راهی #میم_نون_راهی #زندگی #شادی #خودشناسی #توبه #نهایت #درنهایت #ماه_رمضان #رمضان #روزه #روزه_داری
اصل حرف شهیدسلیمانی این بود:#ما_ملت_امام_حسینیم!چرا بعضی تفسیر به رای میکنند و حرفش را جور دیگر مینویسند؟منظورش را از خودش بهتر میفهمند؟روزنامهنگاری با متد پدرسالاری؟ یاد وصیتش افتادم که گفت روی قبرم بنویسید سرباز ولی نوشتند:سرباز ولایت شهید حاج...
مسعودنوروزی(ارتباط شناس)
درست است که تعزیه از دوره ناصرالدینشاهقاجار به ایران آمد و شکل بومی شده و پایه اولیه تئاتر در ایران بود اما چون بر بستر فرهنگ غنی عاشورا نشست،کم کم به یک ژانر خاص تبدیل شد که مرز بین بازی و حقیقت (بازیگر و تماشاچی) در آن نامرئی شده! مسعودنوروزی(رتباطشناس)

سال تاسیس مدرسه دخترانه شهدای هویزه در تهران(منطقه۱۸)در تابلوی جدیدش۱۳۹۶ذکر شده!همانجا خانمی (متولد۱۳۵۲)میگفت در همین ساختمان کنونی مدرسه دانشآموز بوده!ظاهرا سال۹۶همان ساختمان قدیمی رنگآمیزی و گلکاری شده!
آمارسازی؟در دولت تدبیر و امید؟
#اصلاح_شود !
مسعودنوروزی(ارتباطشناس)

-از عشق و عاشقی خستم!کاش میدونستم این عشق برای رفتن اومده بود نه موندن!
-هه! اگه برای موندن اومده بود که اسمش میشد عادت! عشق میآد که تو رو ببره...باهاش برو...جا نمونی!
-واقعا؟
-ذات عشق همینه! :)
مسعودنوروزی(#م_ن_راهی)

ظهر عاشورا بود.یکی اجازه گرفت و ایستاد کنارم و شروع کرد به خواندن...داشت آنجا را شرح میداد که حضرت زینب بوسه به گلوی امام حسین زد و یهو بلافاصله گفت:فکر نکنید این دو تا جوان بودندها! بالای پنجاه سال سنشون بود!
نگاهش کردم خواستم چیزی بگویم . نگاهی به جمعیت کردم که حسابی رفته بودند توی حس.دهانم را بستم.
حرف در دهانم ماند که حتی اگر مثلا جوان بیست ساله بودند، اشکالی داشت؟برو فکرت را درست کن! عقده پدرسالاریات در حرف زدنت اثر گذاشته!امان از عقده پدر سالاری!
مسعودنوروزی(ارتباطشناس)

مسعودنوروزی(ارتباط شناس):وقتی محرومان در جامعه فقیرتر میشوند این یعنی مجرمانی که ازطبقه بالاتر هستند و امکانات و ابزارهای اقتصادی موثر دارند وقیح تر شـده اند تا برای ثروتمندتر شدن خود به محرومین و طبقات زیردست خود فشار وارد کنند.در واکنش به این فشار، محرومینی که زمینه جرم در آنها وجود دارد برای گرفتن انتقام این فشار،سراغ جامعه می روند و به شکل کور هر کسی را از فقیر و غنی هدف جرم قرار می دهند. جرم از هر کسی باشد جرم است و باید مجازات شود اما این که تمرکز فقط روی آفتابه دزدها باشد و شتردزدها در حاشیه امن باشند، زمینه انفجار اجتماعی و آنارشیسم را فراهم می کند.
عشق فتوا به حرکتم داد
همتم داد و غیرتم داد
راهی مسیر عشق باشیم
هر نفس اسیر عشق باشیم
راه عشق خستگی ندارد
غیر دلبستگی ندارد
خون نشسته گرچه قلب بیروت
عشق دیدهام به حرب بیروت
چشم عشق بنگرد فقط عشق
نیست هیچ کار او غلط عشق
ایستادهایم توی بیروت
بین آماج عطر باروت
این جهان مگر چقدر باقیست؟
عشق جاودان، بقیه فانیست
معنی بهشت، باغ عشق است
آخر سخن سراغ عشق است
م.ن.راهی
جنگ لبنان ۱۳۸۵
لینک مطلب در اینستا: https://www.instagram.com/p/B-1l1jVnUrU/
مسعود نوروزی(ارتباط شناس)معتقد است:
فضای عملکرد مغز در ساختمانی شبیه حرف اِل است
به معماری خانه هایتان نگاه کنید! در طراحی اغلب خانه ها طرحی شبیه حرف ال دیده می شود. یعنی همه چیز مستقیم در دید نیست! یک کنج که پشتش فضایی نادیده وجود دارد در اغلب خانه ها دیده می شود! حتی اگر وجود هم نداشته باشد با قرار دادن یک کمد یا پارتیشن یا پرده، یک گوشه خانه را از دید مستقیم خارج می کنند.وقتی شما از در خانه وارد می شوید معمولا همه خانه در دید مستقیم نیست! چرا؟ چون مغز به هر حال احتیاج به معما دارد! همواره باید یک گوشه نامعلوم باشد که مغز در لحظه، درباره آن ابهام داشته باشد. واقعا دلیل آن چیست؟
انسان بدون معما دیوانه می شود
چون به لذت جستجو و کشف معما احتیاج دارد
این خاصیت مغز، به طور ناخودآگاه روی طراحی معماری خانه هایی که انسان ها می سازند اثر گذاشته! دلیل گرایش انسان از غار نشینی به طراحی و ساخت خانه توسط خودش، واکنش به همین خواسته مغز بوده.تنها یک خانه شناخته شده استاندارد هست که شکل ال نیست و آن خانه کعبه است! چون داخلش محل سکونت انسان نیست! خانه خداست! خدا احتیاجی به معما ندارد!
آنچه خواندید بخشی از مقاله ارتباط شناسی مغز، نوشته مسعود نوروزی بود .#مغز #تفکر #راز #دانش #نورون #نوروبیولوژی #فکر #اندیشه #بیولوژی #انسان#آگاهی #دانستن #ذهن #دانایی #ظهور #ارتباط #رابطه #ارتباط_شناس #مسعود #مسعودنوروزی #مسعود_نوروزی_راهی #مسعود_نوروزی #میم_نون_راهی #م_ن_راهی #نهایت #علم #مذهب
لینک تصویر این مطلب در اینستا: https://www.instagram.com/p/B-bxItSHGwN/
در همه کشورها، نهاد های نظامی دست اندرکار تولید ابزارهای دفاعی هستند.تولید گلوله و اسلحه و موشک از فعالیت های بارز وزرات دفاع و سپاه پاسداران در ایران بوده است.یازدهم فروردین 99 ، خبر ساخت کیت تشخیص سه ساعته کرونا به دست پژوهشگران وزارت دفاع منتشر شد. در حالی که در حالت معمول انتظار می رود این نوع تولیدات از سوی یک نهاد پزشکی و یا دانشگاهی معمول انجام شود.زمانی که این خبر را شنیدم اولین چیزی که به ذهنم رسید این بود که هر آنچه درباره جنگ بیولوژیک می گویند از سوی حاکمیت جدی گرفته شده و منتظر نمانده اند تا با حمله سهمگین تری غافلگیر شوند بلکه با هوشیاری و با نگاهی دفاعی در اقلیم تمدنی ایرانیان، خود نهادهای دفاعی مسئول شروع به کار کرده اند و این جنگ بیولوژیک، خواسته یا نخواسته، عمدی یا غیر عمدی شروع شده و چاره ای جز دفاع نیست.در جنگ های بیولوژیک، حمله امری ضد بشری است اما دفاع امری کاملا اخلاقی انسانی و ضروری است.پیشنهاد من این است که کیت های ساخته شده بر اساس پروتکل های بین المللی و با صلاحدیدهای لازم، به کشورهای دیگری که دچار نیاز و کمبود در این زمینه هستند ارسال کنند البته بعد از رفع نیازهای داخلی. نا گفته نماند که نهادهای نظامی در ایران در روزهای قبل دست به احداث بیمارستان های صحرایی و موقت و ضدعفونی معابر زدند. در سایر کشورهای جهان ، از جمله ایتالیا نیز نهادهای نظامی دست به کار شده اند و در کنار پلیس آن کشور در اجرای محدودیت های عمومی قرنطینه ای در شهرها اعمال قدرت می کنند.مسعود نوروزی(ارتباط شناس) #قرنطینه #جنگ #جنگ_بیولوژیک #کرونا #کوید19 #کووید19 #کروناویروس #ویروس_کرونا #ایران #جهان #ایتالیا #آمریکا #کانادا #کیت #کیت_تشخیص #کیت_تشخیص_کرونا #مردم #دفاع #مبارزه #سپاه #بهداشت #وزارت_دفاع #علم #دانش #مسعودنوروزی #مسعود_نوروزی #ارتباط_شناس #درنهایت_چه_میشود #اسلحه
متن و عکسنوشته این مطلب در اینستا: https://www.instagram.com/p/B-Zg-whHCcN/
بازی ها تنها ابزاری برای سرگرمی نیستند بلکه تلاش هایی دست ساخته برای ارتباط شناختی انسان با ماوراء بودند و هستند.به شکل مشخص، در بازی های مبتنی بر تاس، مفاهیم جفت شش دلالت بر ارتباط قوی با کائنات دارند.کلمه شانس ارتباط کاملی با معنای جابجایی و ارتقاء(چنج) در فضای کائنات دارد.یک جابجایی که مقرون بود با دستیابی به منابع ارزش های مالی(پول) و لذت و امثال آن.
روح انسان تمایل به پاداش دارد حتی اگر معتقد به دین و خدا نباشد لذا انسان ها در مانیفست سکولار(روش زندگی غیر دینی) در بازی های مبنتی بر مفهوم شانس، به خود از لحاظ معنوی پاداش می دهند و این مبنای برد و باخت ها در قمار است که البته در آخرین نسخه دیانت یعنی اسلام منع شده.
در حقیقت انسان تشنه این است که همواره موقعیت خودش را در جهان معنوی و کائنات ارزیابی کند و این تمایل به ارزیابی گاهی شکل های وسواسی و بیمارگونه ای پیدا می کند.نمود آن را در اعتیاد افراد به قمار می بینیم.کسی که حاضر است در این راه همه زندگی و دار و ندار خود را روی میز بازی بگذارد.انسان حتی اگر متدین هم نباشد باز هم تمایل به دانستن موقعیت خود در عالم معنویت و غیب برایش مهم است و در هوای این تمایل، رو به شانس و قمار و اعمالی از این دست می آورد.
اما فقط بازی های مبتنی بر تاس ریختن شانس را توجیه نمی کنند.حتی در بازی های فکری مانند شطرنج و نیز بازی های همراه با دوندگی جسمی مانند فوتبال و امثال آن هم در نهایت حرف از شانس و جادو و ارتباطات متافیزیک به میان می آید و در فدراسیون های مربوط این ورزش ها پرونده های زیادی برای بررسی این گونه ارتکاب ها باز شده است. مبالغ بالای شرط بندی ها در این ورزش ها نمایانگر حقایقی غیر ورزشی است.حقایقی که می گوید:انسان امور متافیزیک را در فیزیکی ترین فعالیت هایش دخیل می داند و روی آن به ارزیابی موقعیت معنوی خود در قالب برد و باخت ها و تمایلش برای پیروزی یک طرف بازی می پردازد.اگر تمایلش به برد گروه الف باشد و گروه الف ببرد پس تصور می کند کائنات با او همراه است و اگر گروه الف ببازد پس نتیجه می گیرد کائنات از او رو گردانده.به این شکل ، اگر در قمار برنده شده ، این گونه به شکل اتوماتیک جایزه اش از کائنات را دریافت می کند و پول ها را می برد و این همان ارضای تمایل او به بهشتی شدن است و اگر در قمار ببازد، به شکل اتوماتیک مجازات می شود و این همان نمود جهنمی شدن اوست. انسان حتی اگر دین دار نباشد، به هر حال با شدت و غلظت کم و زیادی که بسته به روحیه هر فرد متفاوت است، به دنبال تجربه بهشت و جهنم است.این در ذات اوست و تغییر ناپذیر است.
به این شکل کازینو ها معابد سکولار هستند و سایت های شرط بندی نیز درگاه های آنلاین ارتباط سکولار با کائنات.ارتباطاتی غیر استاندارد با نتایجی غیر استاندارد معنوی. البته منظور از استاندارد معنوی همان دین و در معنای دقیق تر آخرین نسخه دین(اسلام) است.
باز هم در این باره حرف خواهیم زد.مسعود نوروزی(ارتباط شناس)
(نوشتار فوق حاصل پژوهش و تفکر دست اول مسعود نوروزی ارتباط شناس است و ترجمه و اقتباس از جایی دیگر نیست.استفاده از این نوشتار با ذکر نام نویسنده و منبع، بلامانع است)
#ارتباط_شناسی #انسان #ماورا #متافیزیک #مسعودنوروزی #مسعود_نوروزی #ارتباط_شناس #بهشت #شانس #کازینو #برد #ارتباط #روح #قمار #ارتباط_شناسی_شانس #شرط_بندی
تصویر مربوط به این مطلب در اینستا: https://www.instagram.com/p/B-Sx2bPH9jn/
مسعود نوروزی (ارتباط شناس) گزارش می دهد:
از شاهکارهای سیستم قضایی کامن لا (عرفی) که در ایالات متحده حاکم است این نکته هست که اگر مساله ات با بخش اول تمام شود، بخش دوم که ربطی به بخش اول نداشته را برایت می سازد تا یک مدت هم معطل آن باشی! سیروس عسگری دانشمندی ایرانی ، سر به زیر ، اهل خانه و خانواده و به دور از حاشیه و ماجراجویی است و در دانشگاه اوهایوی آمریکا فعال بود اما ظاهرا هر چه از حاشیه ها فاصله بگیری برایت حاشیه می سازند و سیروس هم در امان نماند و به اتهام سرقت اسراری از دانشگاه مدتی درگیر دادگاه و زندان بود اما حالا که تبرئه شده باز هم در زندان ماندگار شده البته این بار به خاطر باطل شدن روادید! واضح است که در مدت زندانی بودن نمی توانسته برود روادیدش را تمدید کند و این ابطال روادید به خاطر مشکلاتی بوده که خود سیستم قضایی برای او ایجاد کرده بوده و حالا که تبرئه شده خود سیستم باید برای او تسهیلات فراهم کند اما حالا که بخش اول (اتهام ) حل شده، باید یک مدت هم اسیر بخش دوم (روادید) باشد ! انگار که مثلا مهاجری غیرفانونی بوده و توی خیابان دستگیرش کرده اند! جالب نیست؟
#کرونا #کامن_لا #عرفی #حقوقی #آمریکا #سیروس_عسگری #مسعودنوروزی #مسعود_نوروزی #میم_نون_راهی #درنهایت_چه_میشود #درنهایت #ارتباط_شناس #دروغ #رسانه #فرودگاه #بهداشت #کنکور #زندان
#نهایت_چیست #دانشگاه_شریف #شریف #دانشگاه #پول #اوهایو #پناهندگی #مهاجرت #بورسیه #درس
عکس را در اینستا ببینید: https://www.instagram.com/p/B-Se5YqnWUz/
مسعود نوروزی (ارتباط شناس) گزارش می دهد: هر دو را کنار هم استفاده کن! آب مقدس و متبرک کلیسا (سمت راست) در کنار مایع ضد عفونی کننده بهداشتی! تبلیغی که روزهای اخیر در بسیاری از گروه های مذهبی مسیحی در شبکه های اجتماعی کشورهای مسیحی در اروپا و آمریکا رد و بدل می شود! با گسترش کرونا و عاجز ماندن دانشمندان پزشکی از کشف داروی کرونا و مرگ و میر فراوان در آن کشورها ، مردم به مذهب اعتقادی افراطی پیدا کرده اندو اعتمادی به توصیه های پزشکی مبتنی بر علم بشری ندارند! این تبلیغات توصیه می کند: افراط نکنید!هر دو تا را با هم داشته باشید! هم تبرک و هم شوینده!
#کرونا #تست_کرونا #آتئیسم #آتئیست #خدا #مسعودنوروزی #مسعود_نوروزی #میم_نون_راهی #درنهایت_چه_میشود #درنهایت #ارتباط_شناس #تبرک #شوینده #دانش #علم #ایتالیا #بهداشت #مذهب
#نهایت_چیست #ضدعفونی #ماسک #درمان #کویکووید۱۹ #کووید #کروناویروس#ویروس_کرونا #دین #شمایل #عکس #انسان
لینک عکس در اینستا : https://www.instagram.com/p/B-STkk9nz6Y/
مسعود نوروزی(ارتباط شناس) گزارش می دهد: این عکس را دوستی از تورنتوی کانادا برایم ارسال کرده است..مقامات محلی که می دیدند جوان های علاقمند به بسکتبال در این روزهای شیوع کرونا، قرنطینه و خانه نشینی را رعایت نمی کنند و با سوء استفاده از تعطیلی دبیرستان ها و دانشگاه ها، دم به دقیقه در زمین بازی، مشغول بسکتبال هستند ، با کمک این سازه چوبی حلقه بسکتبال را پلمپ کرده اند. اگر این اتفاق در ایران افتاده بود، واکنش ها چه بود؟
#کرونا #تست_کرونا #کانادا #تورنتو #خنده#بسکتبال #مسعودنوروزی #مسعود_نوروزی #میم_نون_راهی #درنهایت_چه_میشود #درنهایت #فان #دانش #علم #ایتالیا #بهداشت #مذهب #مرگ
#نهایت_چیست #قرنطینه #کوید19 #کووید19 #کروناویروس#ویروس_کرونا #الکل #آگاهی#مسئولیت #عکس #تفکر #انسان
لینک این نوشته در اینستا: https://www.instagram.com/p/B-NanUkH4gz/
پول سرمایه نیست! رفیق خوب سرمایه ست! البته ناگفته نماند پول باعث میشه سرمایه ها خوب دورت جمع بشن!پول تمیز سرمایـه هـای تـمـیـز رو خوب دورت جـمـع می کـنـه! پول کثیف، سرمایه های کثیف رو خوب دورت جمع می کنه! از رفقای هر کس ، منبع پولاش معلوم میشه! مسعود نوروزی (ارتباط شناس) مبحث ارتباط شناسی گردش های مالی #پول #سرمایه #ثروت #مسعودنوروزی #قدرت #مسعود_نوروزی #ارتباط_شناسی #ارتباط_شناس #میم_نون_راهی #م_ن_راهی #مسعود #رفیق #دوست #ارتباطات #رابطه #اجتماع #جامعه #ارتباط_شناسی_گردش_های_مالی
عکس مربوط به این نوشتار در اینستا : https://www.instagram.com/p/B-IJaoInyLm/
چنان متواضع به حرفت گوش می داد انگار تو فرمانده ای و او سرباز ! وصیت آقای سلیمانی که منتشر شد که خواسته بود روی قبرش بنویسند سرباز، به آقای اسداللهی گفتم:اون سربازه ما چی هستیم؟ گفت:”برای من هم باید همینو بنویسند!” کاش به خواسته اش عمل شود! راوی: مسعود نوروزی (ارتباط شناس) پ.ن: خبر رفتنش بی تابم کرد اما برای تشییع نرفتم و همه را منع کردم از رفتن ، نکته مهم این است که همرزمان او الان همه در جبهه جنگ با کرونا هستند. #سرداراسداللهی #حسین_اسداللهی #شهید #شهیداسداللهی #سردارشهید #مسعودنوروزی #مسعود_نوروزی #ارتباط_شناس #تجمع #کرونا #کروناویروس #قرنطینه #کرونا_را_شکست_میدهیم #نهایت #نهایت_چه_میشود #نهایت_چیست #سپاه #جنگ #جنگ_بیولوژیک #سرباز #قاسم_سلیمانی #شهید_سلیمانی #سردارسلیمانی #سردار_سلیمانی #شهیدسلیمانی
لینک این نوشته در اینستا: https://www.instagram.com/p/B-MySHcHSbq/
سال 1389 بود.ده سال پیش.روی دیوار مغازه یک هموطن ارمنی، پرتره لئوناردو داوینچی را دیدم.نمی دانم شوخی ام گرفته بود یا چی! گفتم: به به! عکس همکار ما رو زدی به دیوارتون!
گفت:همکار شما؟
گفتم:آره! این ریش بلند و این کلاهی که تقلید از عمامه آخونداست!
یک لحظه به فکر عمیق رفت...یک لحظه! یعنی شاید اندازه چند ثانیه دیدم رفت توی خودش! نگاهش عمیق شد... بعد یهو به خودش آمد! لبخندی زد...چیزی نگفت...گذشت! چند مدت بعد دیدم توی مغازه اش قرآن جاساز کرده! بدون این که قصد فضولی داشته باشم،داشتم لای مجله هایی که در طاقچه مغازه اش داشت را نگاه می کردم، دیدم یک قرآن کوچک افتاد بیرون!
پرسیدم:مطالعه آزاد می کنی؟
غافلگیر شده بود! گفت:مگه بده؟
گفتم:نه! من هم انجیل می خونم! اما چطور شد یهو علاقمند شدی قرآن بخونی؟
گفت:بخاطر لئوناردو داوینچی! می دونی؟داوینچی زندگی راز آلودی داره! من خیلی توی زندگیش و کارهاش مطالعه کردم. اما همش می دیدم این آدم یه جاهای زندگیش محوه و دیده نشده! چون بعضی از کاراش با اعتقادات کلیسای آن زمان هماهنگ نبود.
گفتم:دقیق تر بگو!
گفت:حس می کنم داوینچی مسلمان بود!
گفتم:مطمئنی داری چی می گی؟ میخوای مسلمون بشی؟
گفت:نمی دونم!
چند سال مخفی مسلمان بود بعد هم با یک دختر مسلمان فاز عشق و عاشقی برداشت و با هم ازدواج کردند و الان هم هی جلوی خانواده ش می گوید: فکرنکنید من مسلمون شدما! به خاطر تینا و خانواده ش دارم ادای مسلمونی رو در میارم!
آخرش هم نفهمیدیم داوینچی مسلمان بود؟ نبود؟ اصلا چی شد که آن جور شد؟ اما خب! لحظه ای که آن شوخی را می کردم فکر نمی کردم تهش متولد شدن یک دختربچه مسلمان با پدر بزرگ و مادر بزرگ مسیحی باشد! اسمش را مریم گذاشتند!
تردیدی نیست که در دوران تفتیش عقاید کلیسایی در اروپای قرون وسطی، مسلمانی و مسلمان بودن یک برند علمی به حساب می آمد و اروپایی های داعیه دار علم، عناصر لباس و شمایل دانشمندان مسلمان، که تقلیدی از لباس و شمایل پیامبرشان بود، یعنی عمامه و ملحقات آن را، در ظاهر خودشان شبیه سازی می کردند.
مسعود نوروزی (ارتباط شناس)
#داوینچی #رازداوینچی #مذهب #اسلام #انجیل #قرآن #مسلمان #مسیحی #مریم #مسعود #مسعودنوروزی #مسعود_نوروزی #ارتباط_شناس #شوخی #خنده #فان #علم
https://www.instagram.com/p/B-RzBXcHwro/ لینک مشاهده عکس
این عکس را عکاس ایتالیایی “فابیو بیچارل لی” از بگراموی شمالی در ایتالیا گرفته! طوری که از عکس قابل تحلیل است،امیدها به شفابخشی آن شمایل مریم مقدس بیشتر از توانمندی کادر درمانی است.گسترش غافلگیر کننده ویروس ناشناخته “کرونا کوید19 ” و اظهارنظرهای متناقض ناشی از غافلگیری پزشکان درباره این ویروس و آمار بالای درگذشتگان و مبتلایان ، ذهن مردم را از نجات بخش بودن علم و دانش بشری به سوی شفابخشی مذهب و دین معطوف کرده و به نظر می رسد موج نویی از افراط اجتماعی در زمینه گریز از دانش بشری در راه خواهد بود که به اندازه گرایش افراطی ستیز با مذهب مضر است. از پیامدهای گسترش ویروس کرونا، آگاهی مردم از ناتوانی ها و آسیب پذیر بودن دانش بشری است که سبب شده گرایش های افراطی دین ستیز که می گویند دانش بشری برای سعادت انسان کافی است ضعیف شوند. مسعود نوروزی (ارتباط شناس)
#کرونا #تست_کرونا #آتئیسم #آتئیست #خدا #مسعودنوروزی #مسعود_نوروزی #میم_نون_راهی #درنهایت_چه_میشود #درنهایت #ارتباط_شناس #رسانه #دانش #علم #ایتالیا #بهداشت #مذهب
#نهایت_چیست #ضدعفونی #ماسک #درمان #کویکووید۱۹ #کووید #کروناویروس#ویروس_کرونا #دین #شمایل #عکس #انسان
#پزشکی
لینک این نوشته در اینستا : https://www.instagram.com/p/B-CaZVgHv-7/
روز مبعث است.قصد دارم خاطره ای را که از ماجرای سروده شدن یک شعر درباره پیامبر اسلام دارم را برایتان بگویم. جرقه اولیه برای من دقیقا از یک پنجشنبه روزی بود! 23 شهریور ماه سال91 بود.عصر یک روز تفتیده تابستانی، از پیاده رو عبور می کردم که کنار دکه روزنامه فروشی، تیتر کیهان را دیدم که نوشته بود مردم لیبی سفیر آمریکا کشتند! یک تیتر به چه بزرگی! با عکس و تفصیلات! تعجب کردم که مگر باز چه خبر شده؟ آن روزها حدود یک سال از سرنگونی و کشته شدن قذافی در لیبی گذشته بود و اوضاع لیبی متلاطم بود(الان هم بعد هشت سال هست!) خب! در آن روزگار نه تلگرام رایج بود و نه اینستاگرام! از دو سه سال قبلش هم که فیسبوک و توییتر و یوتیوب از سر صدقه شلوغی های سال 88 فیلتر شده بود.بعد هشت سال که غبارها خوابیده واضح تر می شود درباره آن وقایع حرف زد. سام باسیل یک تاجر املاک در آمریکا بود. یک مسیحی مصری الاصل (قبطی) که از متعصب های مسلمان مصری فشار و آسیب فراوانی متحمل شده بود و در جوانی به آمریکا فرار کرده بود و حالا فکر می کرد به برکت مسیح در آمریکا حسابی پولدار شده و باید یک کار خیر انجام بدهد که به مسیح ادای دین کند.البته بیشتر از ادای دین به حضرت مسیح به فکر انتقام گرفتن از متعصب های مسلمان بود وگرنه می رفت درباره خود مسیح فیلم می ساخت نه فیلمی برای تمسخر پیامبر اسلام. دقیقا به خاطر همین حس انتقامگیری اش بود که برای مشورت رفت سراغ تری جونز ، شومنی که اشتباهی لباس کشیش پوشیده بود و دو سال قبلش هم سر موضوع قرآن سوزی حسابی برای خودش شهرت ساخته بود. سام باسیل به خاطر بدبختی هایی که از متعصب های مسلمان مصری کشیده بود، اندیشه های رادیکالی علیه اسلام داشت. در نظر او همه بدبختی های دنیا به خاطر مسلمان های متعصب بود(و اصلا بی خیال آمریکایی های بی خانمانی که در اثر فعالیت های درخشان آقای باسیل در بخش املاک بی خانمان شده اند و از نظر آنها همه بدبختی های دنیا زیر سر امثال آقای باسیل است.بلاخره هر کس از زاویه دید خودش جهان را می بیند!!) باسیل با همین افکار، رفت سراغ تری جونز کشیش.جونز کی بود؟! کشیشی که داشت از اسلام هراسی رایج بعد از یازده سپتامبر 2001 در آمریکا، حسابی کاسبی می کرد و همان طور که چند سطر قبل تر عرض کردم، قرآن هم سوزانده بود و در کل شهرتی به هم زده بود. تری جونز هم که خوب بلد بود دندان مخاطبش را بشمارد ضمن یک گفتگو با سام باسیل فهمید این تاجر کله گنده املاک خیلی عشق فیلم و فیلمسازی دارد و بیزنس جدیدی را پیشنهاد داد و آن ساخت یک فیلم درباره پیامبر مسلمان ها بود با کمک تری جونز و خب! کسی هم نبود یهو آن وسط داد بزند آقای باسیل! مگر تاجر املاک نیستی؟ برای بی خانمان های امریکایی کاری بکن که مسیح از تو راضی بشود! آقای جونز! تو چه جور کشیشی هستی که با توهین به یک پیامبر دیگر می خواهی دین مسیح را ترویج بدهی؟بگو برای بیخانمان ها کاری کند! نه خیر! این جور حرف ها فقط داخل ایران مصرف دارد که روشنفکرها در محرم و صفر داد و قال کنند که این پول ها که برای هیات خرج می کنید را برای فقرا خرج کنید! آمریکایی ها هنوز به سطح هوش روشنفکرهای ایرانی نرسیده اند! جونز و باسیل دست به کار ساخت فیلم شدند...فیلمی به اسم بی گناهی مسلمانها! تم فیلم این بود که مسلمان ها بی گناهند و این همه درنده خویی و وحشت انگیزی شان(طبق همان تصویری که بعد از 11 سپتامبر در رسانه های غربی از اسلام ارائه شده) تقصیر خودشان نیست و به خاطر (پناه بر خدا!) رذالت های اخلاقی پیامبرشان است!!! بله! همان حرف های نخ نمای تکراری درباره ازدواج های متعدد پیامبر و احکام قصاص و از این دست حرفها که بارها و بارها پاسخشان داده شده.اما خب!برای تری جونز مطرح کردن دوباره این شبهه ها آب نداشت، نان داشت! پس فیلم را ساختند! فیلمی بسیار بی کیفیت و فاقد تکنیک های اولیه فیلمسازی که از تئاتر یک عده بچه دبیرستانی برای جشن مدرسه هم سطح پایین تر بود.چون کارگردان فنی که برای این کار آورده بودند(با پول آقای باسیل) در نیمه کار، رها کرد و رفت! چرا؟ چون جونز در حساب و کتاب ها پول های بی زبان آقای تاجر را کامل به عوامل فیلم نمی داد و آنها هم بی خیال ادامه کار می شدند و می رفتند.از جمله کارگردان فنی! به هر حال خود سام باسیل که داستان فیلم را با راهنمایی های تری جونز نوشته بود، با خود تری جونز نشستند و سر و ته فیلم را به هم چسباندند و یک چیزی از آب در آوردند که بشود دو ساعت! یک نسخه تبلیغاتی 14 دقیقه ای از فیلم هم روی یوتیوب منتشر کردند که همان شد جرقه انفجار بزرگ که جنجال بسیاری بر پا کرد و پر رنگ ترینش هم کشته شدن سفیر آمریکا و مسئول سرویس اطلاعات سفارت (کارمند سیا؟) در لیبی بود.نسخه کامل فیلم هرگز انتشار نیافت و تری جونز کشیش کاسبی خودش را کرد و سام باسیل هم محاکمه شد و یک سال حبس هم برایش بریدند.البته محاکمه اش نه به خاطر توهین به پیامبر اسلام بلکه به خاطر فریب دادن بازیگران بود! بله! به بازیگران نگفته بودند داستان فیلم درباره پیامبر اسلام است بلکه در سراسر فیلم آنها از مستر جورج حرف می زدند و بعد از فیلمبرداری،در دوبله کلمه مسترجورج را حذف کردند و محمد را به جای آن نشاندند! بگذریم.در همان روزها در ایران دوستان فعال در رسانه با من تماس می گرفتند که:شعر جدید نداری؟ من هم که دلداده این پیامبر بودم.مگر می شد بگویم ندارم؟ سرودم و فرستادم.در چند روزنامه و سایت منتشر شد و در برنامه های تلویزیونی خوانده شد.متن شعر این است:
عرش خدا مفتخر به گام محمد
خاک زمین زنده از پیام محمد
عاشق هر کس در این جهان شده ام من
سلسله نام اوست نام محمد
شک بکند در سلامت دل و جانش
نشنود هرکس به جان سلام محمد
طعنه زنان بر جمال او چه بگویند؟
ماه شکافید از قیام محمد
کیستی و چیستی تو در عجبم من
مست کن ای ساقی ام به جام محمد
جام محمد به روز خم شده لبریز
هرچه حلال آمد و حرام محمد
چون حرم عشق نیست بنده دیوار
گشته جهان مسجد الحرام محمد
بنده عشقی اگر ، زغیر رها باش
راهی این عشق شد غلام محمد
مسعود نوروزی (راهی)
مسعود نوروزی ارتباط شناس یک اشتباه مشهور تاریخی را بررسی می کند: انقلاب ما انفجار نور بود؟ در نگاه ناظران جهانی، پیروزی انقلاب اسلامی خیلی ناگهانی بود و کسی انتظارش را نداشت به این زودی رژیم مشروطه پادشاهی از هم بپاشد.یاسر عرفات چند روز بعد پیروزی انقلاب اسلامی وارد تهران شد و به نوعی اولین مهمان خارجی انقلاب بود.روز28 بهمن57 با امام خمینی در محل مدرسه رفاه دیدار کرد.این در حالی بود که همه می دانستند یاسر عرفات با ملک حسین پادشاه اردن و صدام حسین رییس جمهور عراق ارتباط دوستانه ای دارد. ملک حسین که بود؟دوست و یار جان جانی شاه! صدام حسین که بود؟ همان کسی که در هماهنگی با حکومت شاه، چندین سال زمینه فشار و ارعاب یاران امام خمینی را در نجف و عراق فراهم کرده بود که در نهایت منجر به این شده بود که امام خمینی ترک عراق را بر ماندن در آن ترجیح دهد و به پاریس برود.حالا یاسر عرفات بعد از پیروزی سریع و غیر قابل پیشبینی انقلاب(که حتی خود انقلابیون هم انتظارش را نداشتند) وارد تهران شده بود و در نقش یک دلال که قرار است از آنهای دیگر(ملک حسین و صدام حسین) برائت داشته باشد، خودش را آدم خوبه نشان بدهد.البته در سال های بعد در ایام جنگ ایران و عراق عرفات به سمت روابط حسنه با صدام و ملک حسین رفت چون دید آبی از داخل ایران برایش گرم نمی شود! اما در آن روزهای آغازین پیروزی انقلاب هنوز صف بندی ها کاملا مشخص نبود. آن روز، امام خمینی در حالی که فشارهای صدام حسین(که قدرت اصلی در عراق در دست او بود و حسن البکر دیگر قدرتی نداشت) و استخبارات عراق در روزهای سخت تبعید هنوز یادش بود،طبق آنچه در صحیفه نور،جلد6،صفحه181 نقل شده، گفت : "همه حسابهایى که دولتهاى بزرگ کردهاند، همه خطا از کار درآمد، براى اینکه یک مسئله الهى بود."یاسر عرفات هم که کمونیست بود و حالا در کنار یک رهبرمذهبی قرار گرفته بود تا این حرف امام خمینی را برایش ترجمه کردند سریع زد به خط قرآن و گفت:" وَ مَكَرُوا وَ مَكَرَ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَيْرُ الْماكِرينَ(مکر کردند و خدا هم در جواب مکر آنها مکر کرد و خدا بهترین مکر کنندگان است). امام خمینی هم که از 23 بهمن خبردار بود عراق انقلاب ایران را به رسمیت شناخته اما اردن (که همچنان دلبسته بازگشت شاه به ایران بود) هنوز انقلاب را به رسمیت نشناخته، با اعتماد به نفس کامل ادامه داد :" و اين حسابها هم كه مىكنند، و بعدها مىخواهند بكنند، آنها هم خطا از كار در مىآيد". در اینجا بود که یاسر عرفات ماله کشی را شروع کرد و سریع حساب خودش را از بقیه جدا کرد و کنایه ای هم هم به موشه دایان زد که چند روز قبل با اشاره به انقلاب در ایران گفته بود در ایران زلزله رخ داده.عرفات گفت:"آنها می گویند زلزله ای رخ داده ما می گوییم انفجار نور رخ داده."یعنی حساب من یاسر عرفات از بقیه جداست.می دانید که کلمه زلزله بار معنایی منفی دارد چون به این معناست که همه چیز خوب و آباد بود و ناگهان زلزله آمد آبادانی ها ویران شد و خوشی ها از بین رفت و مصیبت آمد. یاسر عرفات با اطلاع از این اظهارنظرهای خارجی ها درباره انقلاب ایران از لفظ انفجار نور استفاده کرد که معنای مثبتی داشت و به معنای تاباندن نور به تاریکی بود که با توجه به جو جلسه لابد این معنی را هم از همان قرآن (سوره فجر) اقتباس کرده بود تا بتواند زبان مشترکی برای حرف زدن با امام خمینی که یک مرجع دینی بود پیدا کند.کلمه انفجار در زبان عربی با انفجار در زبان فارسی معنای متفاوتی دارد.انفجارنور در عربی به معنای روشن کردن است نه منفجر کردن.عرب ها از کلمه تفجیر برای بیان معنی منفجر کردن استفاده می کنند.به هر حال این ماله کشی یاسر عرفات در آن جلسه، باعث شد که حاضران و خبرنگاران این زبان بازی و شیرین سخنی عرفات یادشان بماند و با توجه به مفهوم قرآنی این جمله عرفات کمونیست، این جمله را در خاطرات و ذهنشان روی چهره امام خمینی به عنوان چهره مذهبی آن جلسه رفلکس کردند و یادشان رفت که این جمله را یاسر عرفات چریک کمونیست بی اعتقاد به خدا گفته نه امام خمینی! و بعدها این جمله را کمی چکش کاری کردند و حاصلش شد این که:انقلاب ما انفجار نور بود! که واقعا جمله زیبا و تامل برانگیزی است! چون ریشه در مفهوم قرآنی دارد.فارق از این که یک کمونیست آن را گفته یا یک رهبر مذهبی...جالب این است که از حدود سال 90 در سایت ها و رسانه ها مقالات و مطالب مختلفی نوشته شده مبنی بر روشنگری نسبت به این مساله که این جمله از امام خمینی نیست اما تا لحظه نوشته شدن این متن(بهمن98) همچنان این جمله در پلاکارد ها و بنرها و پارچه نوشته ها و کارت های تبریک مربوط به سالگرد پیروزی انقلاب دیده می شود! با این تفاوت که قبلا زیرش می نوشتند امام خمینی اما حالا دیگر نمی نویسند....بله! مفهوم ها فراتر از آدم ها هستند.مسعود نوروزی ارتباط شناس
از روزهای اولیه ای که آمدن ویروس کرونا رسانه ای شد، در تماس هایی که با من برای مشورت و ایده پردازی گرفته می شد، از هنرمندان ، طراحان ، گرافیست ها و همه کسانی که نقشی در فضای مجازی برای تاثیر بر افکار عمومی داشتند درخواست کردم که روی فکت عدم تجمع زوم کنید و آن را درشت نمایی کنید چون سلاح ویروس کرونا برای گسترش همین تماس های بدنی و تجمعات است.در این میان دیوارنگاره جدید میدان ولی عصر(عج) در 17 اسفند98 در اوج روزهای بحران کرونا با موضوع مقابله با ویروس کرونا ، نصب شد....بسیار امیدوار بودم این دیوارنگاره تاثیرگذار، با طرح جدیدش به مناسبت این روزها ، اوج تفکر رسانه ای برای آموزش عمومی باشد در حالی که عملا دیدم فقط فکت های احساسی در آن تبلور پیدا کرده و نه تنها هیچ اثری از آموزش دادن به چشم نمی خورد بلکه با کمال تاسف باید بگویم بد آموزی هم دارد و مردم را به تجمع دعوت می کند!! در این دیوارنگاره ، مردمی را میبینیم که پشت حفاظ شیشه ای بیمارستانی که ظاهرا محل قرنطینه مبتلایان کروناست تجمع کرده اند و برای کادر درمانی دست تکان می دهند و ابراز احساسات می کنند! متوجهید؟تجمع! واقعا چرا؟ یعنی قبل از طراحی حوصله مطالعه ندارند؟ نمی دانند نمازجمعه ها هم به خاطر جلوگیری از تجمع تعطیلند؟ نمی دانند تجمع عامل گسترش کروناست؟ ایده بهتری نبود؟ فکر نمی کنند طرحشان در جامعه اثری بگذارد؟ آیا این طرح نوعی بدآموزی علنی نیست؟ که در ناخودآگاه مردم این پیام را ایجاد می کند که ما چون سالم هستیم اشکالی ندارد تجمع کنیم؟ پیام طرح چیست؟ که دکترها را قرنطینه کنیم و بقیه تجمع کنیم؟ نظر شما چیست؟ چرا پای آموزش و پژوهش باید بلنگد؟ چرا احساسات باید غالب بر آموزش و پژوهش باشد؟ متوجهید داریم با این گزاره ها جامعه خود را به کدام سو می بریم؟ مسعود نوروزی (ارتباط شناس)

دوم اسفند نود و هشت روز خاصی در تاریخ ایران خواهد بود! حدود یک ماه و نیم قبل، ژنرال پیروز و تاریخساز ایرانی (شهید #قاسم_سلیمانی) به دستور مستقیم رییس کشور ابرقدرت متاخصم با ملت #ایران،دونالد #ترامپ به #شهادت رسید و غیر قانونی #ترور شد. علاوه بر آن #فاجعه ای از نوع هدف قرار گرفتن ناخواسته #هواپیمای_مسافری توسط پدافند هوایی #سپاه رخ داد که همه این ها، از تشییع جنازه #تاریخی و #میلیونی پیکر شهدای #جنایت تروریستی تا #اعتراضات و #آشوب هایی که در پی هدف قراردادن آن #هواپیما رخ داد، حجم فشرده ای از اتفاقات را ردیف می کرد تا در روز دوم اسفند سر بر آورد. #خبر ورود #ویروس ناشناخته #کرونا و جان باختن تعدادی از هموطنان در اثر آن ویروس نیز به آن اضافه شد و در نهایت #شوک آخر را هم وارد کردند و در روز برگزاری #انتخابات، ایران را در #لیست_سیاه FATF قرار دادند اما این مردم خستگی ناپذیر آمدند تا بی هراس از #ویروس_کرونا و گرونا ( #گرانی ) و گُرُسنا ( #گرسنگی ) ، بار دیگر فرصتی به منتخبان خود بدهند برای #ساختن ایران ، با چنین مردمی، #تبریک به ایران و زنهار از سنگینی #تکلیف #منتخبان که بار این #رای #اعتماد#مردم را به دوش دارند. به #خارجی ها اعتمادی نیست.همین #ملت ، ایرانش را با #اراده خود می سازد.
با #طلوع #آفتاب سوم اسفند قطعا ایران منتخبان خود را می شناسد و کاش این طلوع، مقارن باشد با #غروب بد اخلاقی های سیاسی و #منفعت طلبی ها و تمایلات متعصبانه و کورکورانه ای که منافع خود را بر منافع ملت و #آینده ایران مقدم می داند.
از #خداوند خواهانیم که #ولایت_فقیه این #میراث #انبیاء و #اولیا را #آبرومندانه به دست صاحبش روحی فداه بسپاریم نه که با #ناسپاسی و #نافرمانی و #منفعت_طلبی، در پیشگاه حضرتش #شرمنده و بی جواب باشیم.
#سیدخامنه به هوشیاری این ملت که کارش را بلد است می نازد و ما نیز به چنین سیدی که مردمش را خوب می شناسد.
#مسعودنوروزی. چهار بامداد سوم اسفند98