پشتو زبانی ایرانی (مسعودنوروزی-ارتباطشناس)
روز 22بهمن99 در خبرگزاری تسنیم مطلبی منتشر شد که معترض شده بود چرا در اسکناسهای افغانستان،خبری از زبان فارسی نیست و روی این اسکناسها صرفا از زبان پشتو استفاده شده!
انگار نه انگار که پشتو هم یکی از زبانهای ایرانی است
به روند ارتباطشناسی آوایی زیر دقت کنید:
پشتو=پرشتو=پارشیتو=پارسیتو=فارسیتو
البته این فارسیتو در یک سره زبانی ایرانی قرار دارد و فارسی مصطلح کنونی در سرهای دیگر اما ریشه و تبار هر دو یکی است یعنی هر دو ایرانیاند!
.خب چه ایرادی دارد حالا که جمهوری اسلامی افغانستان به لحاظ مرز سیاسی و حاکمیتی(و نه فرهنگی)از جمهوری اسلامی ایران جداست،به جای فارسی(که یکی از زبانهای ایرانی است)زبان پشتو(دیگر زبان ایرانی)روی صفحه اسکناسها مجال بروز داشته باشد؟
چرا اگر زبان مورد استفاده در اسکناسهای افغانستان پشتو باشد مورد اعتراض است؟جواب میدهند: چون افغانستان زمانی جزو مرز سیاسی ایران بوده و ضمنا جمعیت قابل توجه فارسی زبان هم دارد! و بزرگان فارسی (از جمله پیر هرات خواجه عبدالله انصاری)در افغانستان مدفون هستند.خب نظامی گنجوی،دیگر بزرگ ادبیات فارسی هم در آذربایجان شمالی مدفون است و آذربایجان شمالی زمانی جزو ایران بوده و بخشی از مردمش فارسی هم بلدند،چرا به این معترض نمیشوید که اسکناسهای آذربایجان شمالی به زبان آذری و با رسم الخط لاتین است؟مگر در تبریز اسکناسها به زبان فارسی نیست؟پس چرا در باکو اسکناسها به زبان آذری و با رسم الخط لاتین باشد؟
واضح است که نه به آن اعتراضی رواست و نه به این!هر دوی اینها زاده شرایط خاص ژئوپلتیک و تاریخی هستند و در جای خود تثبیت شدهاند
پس چرا به پشتو بودن اسکناسهای افغانستان معترضید؟تازه پشتو یکی از زبانهای کهن ایرانی است و از رسم الخط نزدیک به فارسی استفاده میکند نه لاتین!
داستان مشهوری از زبان حضرت امیر المومنین علی علیه السلام وجود دارد که در قالب تمثیل،واقعیتی عمیق در حیطه روانشناسی اجتماعی را بیان فرموده اند.حضرت داستانی به این مضمون میفرمایند که:شیر سالخوردهای وارد بیشه ای شد و دید سه گاو سرخ و زرد و سیاه درآن مشغول چریدن هستند.شیر با خود اندیشید که من پیرم و هر سه گاو را با هم نمی توانم شکار کنم و اگر بر همه آنها حمله ببرم،نهایت یکی را بتوانم بدرم و دو تای دیگر فرار خواهند کرد.پس حیلهای اندیشید و نزد دو گاو سرخ و سیاه رفت و گفت:این گاو زرد مایه رسوایی شما گاوهاست.اجازه بدهید او را بدرم که از شر این لکه ننگ خلاص شوید.دو گاو به خود نگاه کردند و گفتند راست میگویی!ما که رنگمان زرد نیست.پس برو و آن گاو زرد را بدر!
شیر گاو زرد را خورد و چند روز بعد دوباره گرسنهاش شد!پس نزد گاو سیاه رفت و گفت:مگر گاو رنگش سرخ میشود؟این رنگ سرخ مایه شرم و انگشت نمایی گاوهاست!به من اجازه بده گاو سرخ را بدرم!
گاو سیاه به خود نگاه کرد و گفت:من که رنگم سیاه است.راست میگویی!رنگ سرخ رنگ رسوایی است.برو و او را بدر!
شیر رفت و گاو سرخ را هم خورد.چند روز بعد دوباره شیر گرسنه شد!کم کم به گاو سیاه که بیخیال در گوشهای مشغول چریدن بود نزدیک شد.شیر غرشی کرد و به طرف گاو سیاه حملهور شد.گاو سیاه که متوجه قصد شیر شده بود،در همان حال که بیهوده تلاش میکرد از دست شیر بگریزد داد زد:همان روز که گاو زرد خورده شد،من هم خورده شدم!
بر اساس این تمثیل باید گفت:همان روز که زبان پشتو تحقیر شد،فارسی نیز تحقیر شد!
وگرنه کدام زبان شناس است که نداند پشتو نیز یکی از زبانهای اصیل ایرانی است که قدمتش از فارسی بیشتر نباشد،کمتر هم نیست.
بسیار جای تاسف است که در یک رسانه رسمی ایرانی و آن هم دقیقا ایرانی و نه بیگانه،افراد ناآشنا به مقوله زبانهای ایرانی، سهوا یا عمدا،با رفتاری شبهه پان فارسیستی،تیشه به ریشه دیگر زبان های ایرانی میزنند.به همین منوال پیش برود، کم کم ایران خلاصه در استان فارس و اصفهان و تهران خواهد شد و بقیه نقاط جزو ایران نخواهند بود!
ما وقتی میگوییم ایران،یعنی ملت یکپارچهای که به زبان فارسی،بلوچی،پشتو، تات،گیلکی،مازنی،آذری(ترکی متداول ایران)،لری،کوردی،کرمانجی و...حرف میزنند.حتی اگر عرب خوزستان به امارات و دبی برود و دهان به سخن باز کند،بلافاصله میگویند او ایرانی است چون از نوع لهجه عربی و نحوه استخدام کلمات توسط او مشخص میشود که تبار ایرانی دارد!
چگونه و با چه رویی زبان پشتو را تحقیر میکنید در حالی که پشتو زبانها در دفاع از ایران (در جریان حمله صدام به خاک ایران)، شهید هم دادند!
مخالفان زبان پشتو طوری از مولانا، بوعلی سینا، ناصر خسرو، رابعه بلخی و خواجه عبدالله انصاری اسم می برند که انگار این بزرگان در زمانه خودشان و در اطراف خود فقط با افراد فارسی زبان سر و کار داشته اند!نه!این تصورات فانتزی را کنار بگذارید!ایران نه فقط اکنون که همیشه بستر حضور گسترده انواع زبانها و فرهنگها بوده وگرنه دیگر اسمش ایران نبود!مولانا به فارسی شعر میسرود و با اطرافیان خود به ترکی سخن میگفت و سخن گفتن آنها به ترکی را نیز میفهمید!ناصر خسرو چه بسا خود هم پشتو را درک میکرد و هم به آن سخن میگفت.همچنین خواجه عبدالله انصاری! و حتی فردوسی! رسالههای عربی بوعلی سینا خود سطح گستردگی زبانی در اتمسفر فرهنگی ایران آن زمان را نشان میدهد!
اما زبان فارسی میراثدار جریان اصلی شعر و ادبیات و نثر ایران تا کنون است و این هیچ ایرادی ندارد!ولی این نقش سترگ زبان فارسی به معنای تخریب و از بین بردن و راندن دیگر زبانهای ایرانی نیست وگرنه اگر چنین کنیم،عین همان داستان تمثیلی سه گاو سرخ و سیاه و زرد تکرار میشود!هوشیاری خود را حفظ کنیم!
خبرگزاری تسنیم رسانهای نزدیک به سپاه پاسداران است.سپاه پاسدارانی که در عمق استراتژیک عراق و سوریه و لبنان،به همت فرماندهانی چون شهید فقید سعید،قاسم سلیمانی چنان همگرایی بین اقوام و مذاهب گوناگون علیه داعش به وجود آورد که پس از شهادت سلیمانی مذاهب شیعه و سنی ،ادیان مسیحی و ایزدی و اقوام کرد و عرب عزادار او شدند.
با چنین پیشینهای بسیار جای حیرت است که رسانه تسنیم،چنین رفتار ناشیانهای از خود بروز دهد.
جمهوری اسلامی ایران ،با گروه جنایتکاری مانند طالبان مذاکره میکند و نشان میدهد ایران تا این حد اهل تعقل دیپلماتیک است که از همه ظرفیتهای لازم را برای تامین امنیت و ثبات منطقه استفاده میکند حتی به بهای مذاکره با یک گروه تروریستی وحشی مانند طالبان که سابقه قبلی تخاصم با ایران را هم دارد!
آیا زبان پشتو که جزیی از ذخیره فرهنگی-زبانی ایرانی است را باید اینگونه با بیمهری راند چون امثال گروه طالبان وحشی هم از زبان پشتو به عنوان زبان رسمی استفاده میکند؟
تحلیل شخصی من این است که مذاکره ایران با طالبان وحشی در نهایت به نتیجهای نمیرسد و این گروه و همفکرانشان،مجددا به ایران خنجر خواهند زد چون تفکر تمدنی ندارند و فرقهای با منافع و چشمانداز محدود هستند لذا در گذر زمان این گروه ، تفکراتشان و همفکرانشان،محو و نابود خواهند شد ولی تمدن ایران و زبانهای ایرانی از جمله پشتو خواهند ماند
آیا نباید کیاست تمدنی خود را به کار بیندازیم؟
مسعودنوروزی-ارتباطشناس
توییتر MassoudNorouzi