لینک این نوشته در اینستا : https://www.instagram.com/p/B-CaZVgHv-7/
روز مبعث است.قصد دارم خاطره ای را که از ماجرای سروده شدن یک شعر درباره پیامبر اسلام دارم را برایتان بگویم. جرقه اولیه برای من دقیقا از یک پنجشنبه روزی بود! 23 شهریور ماه سال91 بود.عصر یک روز تفتیده تابستانی، از پیاده رو عبور می کردم که کنار دکه روزنامه فروشی، تیتر کیهان را دیدم که نوشته بود مردم لیبی سفیر آمریکا کشتند! یک تیتر به چه بزرگی! با عکس و تفصیلات! تعجب کردم که مگر باز چه خبر شده؟ آن روزها حدود یک سال از سرنگونی و کشته شدن قذافی در لیبی گذشته بود و اوضاع لیبی متلاطم بود(الان هم بعد هشت سال هست!) خب! در آن روزگار نه تلگرام رایج بود و نه اینستاگرام! از دو سه سال قبلش هم که فیسبوک و توییتر و یوتیوب از سر صدقه شلوغی های سال 88 فیلتر شده بود.بعد هشت سال که غبارها خوابیده واضح تر می شود درباره آن وقایع حرف زد. سام باسیل یک تاجر املاک در آمریکا بود. یک مسیحی مصری الاصل (قبطی) که از متعصب های مسلمان مصری فشار و آسیب فراوانی متحمل شده بود و در جوانی به آمریکا فرار کرده بود و حالا فکر می کرد به برکت مسیح در آمریکا حسابی پولدار شده و باید یک کار خیر انجام بدهد که به مسیح ادای دین کند.البته بیشتر از ادای دین به حضرت مسیح به فکر انتقام گرفتن از متعصب های مسلمان بود وگرنه می رفت درباره خود مسیح فیلم می ساخت نه فیلمی برای تمسخر پیامبر اسلام. دقیقا به خاطر همین حس انتقامگیری اش بود که برای مشورت رفت سراغ تری جونز ، شومنی که اشتباهی لباس کشیش پوشیده بود و دو سال قبلش هم سر موضوع قرآن سوزی حسابی برای خودش شهرت ساخته بود. سام باسیل به خاطر بدبختی هایی که از متعصب های مسلمان مصری کشیده بود، اندیشه های رادیکالی علیه اسلام داشت. در نظر او همه بدبختی های دنیا به خاطر مسلمان های متعصب بود(و اصلا بی خیال آمریکایی های بی خانمانی که در اثر فعالیت های درخشان آقای باسیل در بخش املاک بی خانمان شده اند و از نظر آنها همه بدبختی های دنیا زیر سر امثال آقای باسیل است.بلاخره هر کس از زاویه دید خودش جهان را می بیند!!) باسیل با همین افکار، رفت سراغ تری جونز کشیش.جونز کی بود؟! کشیشی که داشت از اسلام هراسی رایج بعد از یازده سپتامبر 2001 در آمریکا، حسابی کاسبی می کرد و همان طور که چند سطر قبل تر عرض کردم، قرآن هم سوزانده بود و در کل شهرتی به هم زده بود. تری جونز هم که خوب بلد بود دندان مخاطبش را بشمارد ضمن یک گفتگو با سام باسیل فهمید این تاجر کله گنده املاک خیلی عشق فیلم و فیلمسازی دارد و بیزنس جدیدی را پیشنهاد داد و آن ساخت یک فیلم درباره پیامبر مسلمان ها بود با کمک تری جونز و خب! کسی هم نبود یهو آن وسط داد بزند آقای باسیل! مگر تاجر املاک نیستی؟ برای بی خانمان های امریکایی کاری بکن که مسیح از تو راضی بشود! آقای جونز! تو چه جور کشیشی هستی که با توهین به یک پیامبر دیگر می خواهی دین مسیح را ترویج بدهی؟بگو برای بیخانمان ها کاری کند! نه خیر! این جور حرف ها فقط داخل ایران مصرف دارد که روشنفکرها در محرم و صفر داد و قال کنند که این پول ها که برای هیات خرج می کنید را برای فقرا خرج کنید! آمریکایی ها هنوز به سطح هوش روشنفکرهای ایرانی نرسیده اند! جونز و باسیل دست به کار ساخت فیلم شدند...فیلمی به اسم بی گناهی مسلمانها! تم فیلم این بود که مسلمان ها بی گناهند و این همه درنده خویی و وحشت انگیزی شان(طبق همان تصویری که بعد از 11 سپتامبر در رسانه های غربی از اسلام ارائه شده) تقصیر خودشان نیست و به خاطر (پناه بر خدا!) رذالت های اخلاقی پیامبرشان است!!! بله! همان حرف های نخ نمای تکراری درباره ازدواج های متعدد پیامبر و احکام قصاص و از این دست حرفها که بارها و بارها پاسخشان داده شده.اما خب!برای تری جونز مطرح کردن دوباره این شبهه ها آب نداشت، نان داشت! پس فیلم را ساختند! فیلمی بسیار بی کیفیت و فاقد تکنیک های اولیه فیلمسازی که از تئاتر یک عده بچه دبیرستانی برای جشن مدرسه هم سطح پایین تر بود.چون کارگردان فنی که برای این کار آورده بودند(با پول آقای باسیل) در نیمه کار، رها کرد و رفت! چرا؟ چون جونز در حساب و کتاب ها پول های بی زبان آقای تاجر را کامل به عوامل فیلم نمی داد و آنها هم بی خیال ادامه کار می شدند و می رفتند.از جمله کارگردان فنی! به هر حال خود سام باسیل که داستان فیلم را با راهنمایی های تری جونز نوشته بود، با خود تری جونز نشستند و سر و ته فیلم را به هم چسباندند و یک چیزی از آب در آوردند که بشود دو ساعت! یک نسخه تبلیغاتی 14 دقیقه ای از فیلم هم روی یوتیوب منتشر کردند که همان شد جرقه انفجار بزرگ که جنجال بسیاری بر پا کرد و پر رنگ ترینش هم کشته شدن سفیر آمریکا و مسئول سرویس اطلاعات سفارت (کارمند سیا؟) در لیبی بود.نسخه کامل فیلم هرگز انتشار نیافت و تری جونز کشیش کاسبی خودش را کرد و سام باسیل هم محاکمه شد و یک سال حبس هم برایش بریدند.البته محاکمه اش نه به خاطر توهین به پیامبر اسلام بلکه به خاطر فریب دادن بازیگران بود! بله! به بازیگران نگفته بودند داستان فیلم درباره پیامبر اسلام است بلکه در سراسر فیلم آنها از مستر جورج حرف می زدند و بعد از فیلمبرداری،در دوبله کلمه مسترجورج را حذف کردند و محمد را به جای آن نشاندند! بگذریم.در همان روزها در ایران دوستان فعال در رسانه با من تماس می گرفتند که:شعر جدید نداری؟ من هم که دلداده این پیامبر بودم.مگر می شد بگویم ندارم؟ سرودم و فرستادم.در چند روزنامه و سایت منتشر شد و در برنامه های تلویزیونی خوانده شد.متن شعر این است:
عرش خدا مفتخر به گام محمد
خاک زمین زنده از پیام محمد
عاشق هر کس در این جهان شده ام من
سلسله نام اوست نام محمد
شک بکند در سلامت دل و جانش
نشنود هرکس به جان سلام محمد
طعنه زنان بر جمال او چه بگویند؟
ماه شکافید از قیام محمد
کیستی و چیستی تو در عجبم من
مست کن ای ساقی ام به جام محمد
جام محمد به روز خم شده لبریز
هرچه حلال آمد و حرام محمد
چون حرم عشق نیست بنده دیوار
گشته جهان مسجد الحرام محمد
بنده عشقی اگر ، زغیر رها باش
راهی این عشق شد غلام محمد
مسعود نوروزی (راهی)