ماجرای مشکوک هک شدن وب سایت شهر کارمل در ایندیانای امریکا

#گزارش_ویژه_فارسی

خب این روزها،یعنی هفته پایانی شهریور نود و نه،متوجه موضوعی عجیب شدم.وب‌سایت شهرمرفه‌نشین کارمل در ایالت ایندیانای آمریکا،از دسترس خارج می‌شود و تصویر سردارسلیمانی بر آن ظاهر می‌شود همراه جملاتی که ظاهرا حاکی از این است که این وب‌سایت توسط یک گروه سایبری ایرانی هک شده!

این خبر در رسانه‌های محلی و اندکی هم در رسانه‌های ملی آمریکا بازتاب داشت و اذهان و افکار عمومی هم با توجه به فضای کشمکش سیاسی امریکا با ایران در این روزها،به سادگی پذیرفت که گروهی ایرانی این کار را کرده باشد!

اما یک سرس ابهامات و نکات در اینجا وجود داشت که نظر من را جلب کرد:

تصویری که بعد از هک ادعا شده در صفحه سایت آن شهر قرار داده شده بود،در ظاهر طبیعی و مجاب کننده بود اما من به عنوان یک ایرانی ایرادی فاحش در ان یافتم:جملات موجود در این صفحه به دو زبان انگلیسی و فارسی بود و بامزه این بود که طرز نگارش جملات انگلیسی کاملا بومی و NATIVE بود اما...

طرز نگارش جملات فارسی کاملا دست و پا شکسته و غیر بومی بود انگار توسط گوگل ترنسلیت آن جملات فارسی را نوشته بودند!

علاوه بر آن، این سوال هست که شهر مرفه نشین و برکنار از سیاستی مثل کارمل که فقط حدود صدهزار نفر جمعیت دارد، چه جذابیتی برای جنگ سایبری ایرانی‌ها علیه آمریکا دارد؟

و نکته جالبش همین است:شهر مرفه‌نشین!

مثلا اگر در سایت شهر کارمل که محل مراجعه و امور مدنی مردم مرفه است یک سری حساب و کتاب‌های مالی وجود داشته باشد که حاکی از مثلا اختلاس یا تراکنش‌های مالی غیر قانونی باشد، با چه بهانه‌ای می‌توان آن را از بین برد که بعدا کسی مشکوک و پیگیر نشود؟

بله! بهترین بهانه هک شدن سایت است! اینجوری همه چیز طبیعی جلوه می‌کند و رد اسناد مربوط به پول‌های هاپولی شده هم پاک می‌شود!

خب!حالا مثلا صحنه سازی کنند که سایت توسط چه کسانی هک شده طبیعی‌تر جلوه می‌کند؟ بله! توسط ایرانی‌ها

که این روزها ماجرای ترور ژنرال طراز اولشان(سردارسلیمانی) توسط امریکایی‌ها هنوز داغ و محل مشاجره است.پس در یک صحنه سازی اسکرین مورد نظر را با تصویر سردارسلیمانی اماده و در صفحه اول سایت منتشر می‌کنند و به بهانه هک شدن سایت همه اطلاعات موجود در دیتابیس سایت را پاکسازی می‌کنند.

بله! به این ترتیب عده‌ای مفسد اقتصادی در ساختار اداری یک شهر کوچک مرفه‌نشین در آمریکا، از آب گل الود سیاست کلان خارجی آمریکا و تنش آفرینی‌های این کشور در جهان،برای خودشان ماهی گرفتند.

جالب اینجاست که این قدر بدیهی است که ایرانی‌ها ممکن است چنان کاری کرده باشد که هیچکس سوالی به ذهنش نمی‌رسد که ایران را چه به شهر کارمل؟

من آنچنان باهوش نیستم که توانستم آن پیش‌فرض‌ها را تصور کنم.فقط کافی است بیرون از بمباران تبلیغاتی رسانه‌ها باشی تا تناقض‌ها را ببینی و از دیگر سو کافی است در زیر بمباران تبلیغاتی باشی تا بدیهی‌ترین تناقض‌ها را متوجه نشوی حتی اگر 

بسیار باهوش باشی!

در گام اول،برای من مهم این بود که آن گروه تبه کار احتمالی را که از اسم ایران و سردارسلیمانی برای پوشش خلافکاری خودشان سوءاستفاده کرده بودند را رسوا کنم.

خب، اقدامات من این بود که ابتدا نامه اعلام جرم خطاب به دادستانی ایندیانای امریکا بنویسم و 

قرائن بالا را گوشزد کنم و در گام بعدی رسانه‌های امریکایی را در جریان احتمال این سوءاستفاده بگذارم

و سپس مقاماتی که گمان می‌رود می‌توانند پیگیر موضوع باشند

و در گام آخر نهادها و فعالان اجتماعی امریکایی را آگاه کنم.

اما در طی این چند روز، 

فقط با سکوت مرگبار از سوی همه آنها مواجه شده‌ام.بجز یک چت در توییتر که در آن خطاب به من نوشته بود:تو افسر اف بی آی هستی؟نمی تونی فریبم بدی!

در همین حد! که همان هم چند ساعت بعد پاک شد!

کاملا واضح است که افراد مذکور که همه شهروند ایالات متحده هستند،حس می‌کنند که توییتر چون یک نرم افزار آمریکایی است، هرگونه پیامشان به من، از سوی سیستم حاکمیت امریکا رصد و کنترل و ردیابی می‌شود و ظاهرا آنها این آزادی و به تبع آن امنیت را در محیط پیرامون حس نمی‌کنند که بخواهند راحت پیامی یا واکنشی حتی در حد تکذیب یا تمسخر با من رد و بدل کنند و بسیار کج دار مریز(با احتیاط و محافظه‌کارانه) رفتار می کنند.

دیروز(فکر کنم مقارن با بیست و نه شهریور نودو نه) نیویورک تایمز باز هم خبر از یک حمله سایبری ایرانی‌ها داد و من حدس می‌زنم روند زنجیره‌ای این ماجراهای سایبری هک یک قصه برنامه ریزی شده برای 

اتهام زنی جدید علیه ایران و وضع تحریم و دریافت غرامت باشد.

باید ببینیم وقایع آینده چطور پیش می‌رود.

در کل برای من واضح شده که بازی بالاتر از سطح یک سری بچه هکر باشد. امریکایی جماعت از آب کره می‌گیرد و هرگز نباید به این جریان‌ها به دیده خوش‌بینی نگریست.مسعودنوروزی(ارتباط شناس)

باید ببینیم وقایع آینده چطور پیش می‌رود.

دوقطبی حجاب اختیاری و اجباری باطل است.مسعودنوروزی(ارتباط‌شناس)

حکم حجاب از نظر دینی روشن است.جامعه ما نیز جامعه دین‌داری است.کشمکشی که در نوع پیاده‌سازی آن در جامعه وجود دارد مربوط به تفکر پدرسالاری است.اتفاقاتی مانند گشت ارشاد و امثال آن برآمده از تفکر پدرسالاری هستند.با تفکر پدرسالاری شاید بتوان به صورت مقطعی درافتاد اما در دراز مدت تضمینی ندارد.  کسانی که دم از آزادی حجاب می‌زنند شاید در ظاهر حرفشان،حرف گروه‌های وسیعی از جامعه به نظر برسد اما این حرف جایگاه ضعیفی در زمینه قدرت اجرایی دارد..مانند الگوی کوچک خانواده که در آن فرزندان خواهان آزادی بیشتر در پوشش هستند اما پدر به عنوان صاحبخانه و سرپرست نسبت به این خواسته مقاومت دارد.آیا می‌توان پدر را محکوم کرد؟ اکثریت قاطع همین جامعه بلافاصله جواب می‌دهد:نه!باید احترام پدر حفظ شود!در چنین جامعه‌ای حرف از آزادی حجاب زدن بیشتر برای جلب رای قشرهای طرفدار آزادی حجاب به حساب می‌آید تا دلسوزی واقعی برای جامعه!  لذا وضع جامعه همان وضع کج‌دار و مریز(محافظه‌کارانه) می‌شود که در واحدهای کوچک جامعه(خانواده)برقرار است.یعنی جلوی پدر احترام حفظ می‌شود و پسر و دختر جلوی او مراعات می‌کنند اما در مناسبت‌هایی که خلق پدر باز است و جو و فضا می‌طلبد(عروسی،جشن‌سال‌نو و...) فضا برای آزادی پوشش بازتر می‌شود.در فضای وسیع جامعه دقیقا همین الگو در سطح کشور تکرار می‌شود.مانند ایام انتخابات و مناسبت هایی مانند راهپیمایی 22بهمن که ناگهان فضای اخبار رسمی صداوسیما(که نمایانگر موضع رسمی نظام است)مملو از تصویر خانم‌ها و آقایانی می‌شود که پوشش آنها با عرف همیشگی صداوسیما در طول سال سازگار نیست.  این همان فضایی است که قبل از انقلاب اسلامی نیز در ایران وجود داشت و ذهن فراموشکار و فاقد حوصله مطالعه تاریخی جامعه ما،به غلط تصور می‌کند این فضای پدرسالارانه مولود شرایط بعد انقلاب است.  در چنین وضعی، تبدیل کردن بحث حجاب به دغدغه و بحث اصلی جامعه و ایجاد دوقطبی حجاب اختیاری و اجباری، صرفا آدرس غلط دادن برای بهره برداری سیاسی است که هر کس امکان دارد با نیت و قصد خودش به طرح آن بپردازد.  دوقطبی حجاب اختیاری و اجباری باطل است و تحت فضای این دوقطبی حاکمیت دینی را متهم کردن آدرس غلط دادن است چون آدرس اصلی این دو قطبی در حکم دینی حجاب یا در حاکمیت دینی نیست، بلکه کلید این دوقطبی در مدار سنت و تفکر پدرسالاری قرار دارد که حتی قبل از مسلمان شدن ایرانی‌ها در روح و تفکر ایرانی وجود داشته است.مسعودنوروزی(ارتباط‌شناس)

حکم حجاب از نظر دینی روشن است.جامعه ما نیز جامعه دین‌داری است.کشمکشی که در نوع پیاده‌سازی آن در جامعه وجود دارد مربوط به تفکر پدرسالاری است.اتفاقاتی مانند گشت ارشاد و امثال آن برآمده از تفکر پدرسالاری هستند.با تفکر پدرسالاری شاید بتوان به صورت مقطعی درافتاد اما در دراز مدت تضمینی ندارد.

کسانی که دم از آزادی حجاب می‌زنند شاید در ظاهر حرفشان،حرف گروه‌های وسیعی از جامعه به نظر برسد اما این حرف جایگاه ضعیفی در زمینه قدرت اجرایی دارد..مانند الگوی کوچک خانواده که در آن فرزندان خواهان آزادی بیشتر در پوشش هستند اما پدر به عنوان صاحبخانه و سرپرست نسبت به این خواسته مقاومت دارد.آیا می‌توان پدر را محکوم کرد؟ اکثریت قاطع همین جامعه بلافاصله جواب می‌دهد:نه!باید احترام پدر حفظ شود!در چنین جامعه‌ای حرف از آزادی حجاب زدن بیشتر برای جلب رای قشرهای طرفدار آزادی حجاب به حساب می‌آید تا دلسوزی واقعی برای جامعه!

لذا وضع جامعه همان وضع کج‌دار و مریز(محافظه‌کارانه) می‌شود که در واحدهای کوچک جامعه(خانواده)برقرار است.یعنی جلوی پدر احترام حفظ می‌شود و پسر و دختر جلوی او مراعات می‌کنند اما در مناسبت‌هایی که خلق پدر باز است و جو و فضا می‌طلبد(عروسی،جشن‌سال‌نو و...) فضا برای آزادی پوشش بازتر می‌شود.در فضای وسیع جامعه دقیقا همین الگو در سطح کشور تکرار می‌شود.مانند ایام انتخابات و مناسبت هایی مانند راهپیمایی 22بهمن که ناگهان فضای اخبار رسمی صداوسیما(که نمایانگر موضع رسمی نظام است)مملو از تصویر خانم‌ها و آقایانی می‌شود که پوشش آنها با عرف همیشگی صداوسیما در طول سال سازگار نیست.

این همان فضایی است که قبل از انقلاب اسلامی نیز در ایران وجود داشت و ذهن فراموشکار و فاقد حوصله مطالعه تاریخی جامعه ما،به غلط تصور می‌کند این فضای پدرسالارانه مولود شرایط بعد انقلاب است.

در چنین وضعی، تبدیل کردن بحث حجاب به دغدغه و بحث اصلی جامعه و ایجاد دوقطبی حجاب اختیاری و اجباری، صرفا آدرس غلط دادن برای بهره برداری سیاسی است که هر کس امکان دارد با نیت و قصد خودش به طرح آن بپردازد.

دوقطبی حجاب اختیاری و اجباری باطل است و تحت فضای این دوقطبی حاکمیت دینی را متهم کردن آدرس غلط دادن است چون آدرس اصلی این دو قطبی در حکم دینی حجاب یا در حاکمیت دینی نیست، بلکه کلید این دوقطبی در مدار سنت و تفکر پدرسالاری قرار دارد که حتی قبل از مسلمان شدن ایرانی‌ها در روح و تفکر ایرانی وجود داشته است.مسعودنوروزی(ارتباط‌شناس)

اندوه ، غبارم شد و می‌برد تـنـم را  +  عمریست که مدیون تو ام آمدنم را

اندوه ، غبارم شد و می‌برد تـنـم را عمریست که مدیون تو ام آمدنم را تا مومن عشق تو شدم یکسره دیدم هر سجـده به تو خانه تکانی شدنم را مسعود‌ نوروزی ‌راهی (#م_ن_راهی)

اندوه ، غبارم شد و می‌برد تـنـم را

عمریست که مدیون تو ام آمدنم را

تا مومن عشق تو شدم یکسره دیدم

هر سجـده به تو خانه تکانی شدنم را

مسعود‌ نوروزی ‌راهی (م.ن.راهی)

 

 

#شعر #ادبیات #عاشقانه #زندگی #نماز #محبت #مومن #سجده #عکس #عکسنوشت #خانه #خدا #عبادت #آرامش #عرفان #مسعود_نوروزی #مسعودنوروزی #مسعود_نوروزی_راهی #م_ن_راهی #میم_نون_راهی #زندگی #شادی #خودشناسی #توبه #نهایت #درنهایت #ماه_رمضان #رمضان #روزه #روزه_داری

روزنامه‌نگاری با متد پدرسالاری؟

اصل حرف شهیدسلیمانی این بود:#ما_ملت_امام_حسینیم!چرا بعضی تفسیر به رای می‌کنند و حرفش را جور دیگر می‌نویسند؟منظورش را از خودش بهتر می‌فهمند؟روزنامه‌نگاری با متد پدرسالاری؟ یاد وصیتش افتادم که گفت روی قبرم بنویسید سرباز ولی نوشتند:سرباز ولایت شهید حاج...

مسعودنوروزی(ارتباط شناس)

اصل حرف شهیدسلیمانی این بود:#ما_ملت_امام_حسینیم!چرا بعضی تفسیر به رای می‌کنند و حرفش را جور دیگر می‌نویسند؟منظورش را از خودش بهتر می‌فهمند؟روزنامه‌نگاری با متد پدرسالاری؟ یاد وصیتش افتادم که گفت روی قبرم بنویسید سرباز ولی نوشتند:سرباز ولایت شهید حاج... مسعودنوروزی(ارتباط شناس)

تعزیه.تئاتر عاشورایی

درست است که تعزیه از دوره ناصرالدین‌شاه‌قاجار به ایران آمد و شکل بومی شده و پایه اولیه تئاتر در ایران بود اما چون بر بستر فرهنگ غنی عاشورا نشست،کم کم به یک ژانر خاص تبدیل شد که مرز بین بازی و حقیقت (بازیگر و تماشاچی) در آن نامرئی شده! مسعودنوروزی(رتباط‌شناس)

درست است که تعزیه از دوره ناصرالدین‌شاه‌قاجار به ایران آمد و شکل بومی شده و پایه اولیه تئاتر در ایران بود اما چون بر بستر فرهنگ غنی عاشورا نشست،کم کم به یک ژانر خاص تبدیل شد که مرز بین بازی و حقیقت (بازیگر و تماشاچی) در آن نامرئی شده! مسعودنوروزی(رتباط‌شناس)  #ما_ملت_امام_حسینیم

 

آمارسازی در زمانه دولت تدبیر و امید؟

سال تاسیس مدرسه دخترانه شهدای هویزه در تهران(منطقه۱۸)در تابلوی جدیدش۱۳۹۶ذکر شده!همانجا خانمی (متولد۱۳۵۲)می‌گفت در همین ساختمان کنونی مدرسه دانش‌آموز بوده!ظاهرا سال۹۶همان ساختمان قدیمی رنگ‌آمیزی و گل‌کاری شده!

آمارسازی؟در دولت تدبیر و امید؟

#اصلاح_شود !

مسعودنوروزی(ارتباط‌شناس)

سال تاسیس مدرسه دخترانه شهدای هویزه در تهران(منطقه۱۸)در تابلوی جدیدش۱۳۹۶ذکر شده!همانجا خانمی (متولد۱۳۵۲)می‌گفت در همین ساختمان کنونی مدرسه دانش‌آموز بوده!ظاهرا سال۹۶همان ساختمان قدیمی رنگ‌آمیزی و گل‌کاری شده! آمارسازی؟در دولت تدبیر و امید؟ #اصلاح_شود! مسعودنوروزی(ارتباط‌شناس)

-چته؟

-از عشق و عاشقی خستم!کاش می‌دونستم این عشق برای رفتن اومده بود نه موندن!

-هه! اگه برای موندن اومده بود که اسمش می‌شد عادت! عشق می‌آد که تو رو ببره...باهاش برو...جا نمونی!

-واقعا؟

-ذات عشق همینه! :)

مسعودنوروزی(#م_ن_راهی)

-چته؟  -از عشق و عاشقی خستم!کاش می‌دونستم این عشق برای رفتن اومده بود نه موندن!  -هه! اگه برای موندن اومده بود که اسمش می‌شد عادت! عشق می‌آد که تو رو ببره...باهاش برو...جا نمونی!  -واقعا؟  -ذات عشق همینه! :)  مسعودنوروزی(#م_ن_راهی)

تجربه ای عینی

ظهر عاشورا بود.یکی اجازه گرفت و ایستاد کنارم و شروع کرد به خواندن...داشت آنجا را شرح می‌داد که حضرت زینب بوسه به گلوی امام حسین زد و یهو بلافاصله گفت:فکر نکنید این دو تا جوان بودندها! بالای پنجاه سال سنشون بود!

نگاهش کردم خواستم چیزی بگویم . نگاهی به جمعیت کردم که حسابی رفته بودند توی حس.دهانم را بستم.

حرف در دهانم ماند که حتی اگر مثلا جوان بیست ساله بودند، اشکالی داشت؟برو فکرت را درست کن! عقده پدرسالاری‌ات در حرف زدنت اثر گذاشته!امان از عقده پدر سالاری!

مسعودنوروزی(ارتباط‌شناس)

مجرمان وقیح تر شده اند یا محرومان فقیرتر شده اند؟

مسعودنوروزی(ارتباط¬شناس):وقتی محرومان در جامعه فقیرتر می‌شوند این یعنی مجرمانی که ازطبقه بالاتر هستند و امکانات و ابزارهای اقتصادی موثر دارند وقیح¬تر شـده¬اند تا برای ثروتمندتر شدن خود به محرومین و طبقات زیردست خود فشار وارد کنند.در واکنش به این فشار، محرومینی که زمینه جرم در آنها وجود دارد برای گرفتن انتقام این فشار،سراغ جامعه می روند و به شکل کور هر کسی را از فقیر و غنی هدف جرم قرار می دهند. جرم از هر کسی باشد جرم است و باید مجازات شود اما این که تمرکز فقط روی آفتابه دزدها باشد و شتردزدها در حاشیه امن باشند، زمینه انفجار اجتماعی و آنارشیسم را فراهم می کند.

مسعودنوروزی(ارتباط شناس):وقتی محرومان در جامعه فقیرتر می‌شوند این یعنی مجرمانی که ازطبقه بالاتر هستند و امکانات و ابزارهای اقتصادی موثر دارند وقیح تر شـده اند تا برای ثروتمندتر شدن خود به محرومین و طبقات زیردست خود فشار وارد کنند.در واکنش به این فشار، محرومینی که زمینه جرم در آنها وجود دارد برای گرفتن انتقام این فشار،سراغ جامعه می روند و به شکل کور هر کسی را از فقیر و غنی هدف جرم قرار می دهند. جرم از هر کسی باشد جرم است و باید مجازات شود اما این که تمرکز فقط روی آفتابه دزدها باشد و شتردزدها در حاشیه امن باشند، زمینه انفجار اجتماعی و آنارشیسم را فراهم می کند.