فرافکنی در همه موضوعات و در همه طبقات ایرونی ریشه عمیقی دارد

چون سابقاً از مرتضی مطهری مثال آوردم، باز هم مایلم که از مرتضی مطهری مثال بیاورم

آقای میناچی مدیر حسینیه ارشاد در زمینه اداره حسینیه روش‌های نوینی داشت(مثلا داخل حسینیه شبیه کلیسا،صندلی چیده بود و سن سخنرانی درست کرده بودند)

اما ضمن اینها،میناچی خودسرانه و بدون مشورت مرتضی مطهری عمل می کرد مثلاً آقای میناچی با تلویزیون ملی آن زمان مصاحبه کرده بود و صحبت های او به عنوان مدیر یک حسینیه مدرن و پیشرو، مابین برنامه های رقص و آواز تلویزیون آن زمان و فیلم های سینمایی دارای صحنه های مستهجن پخش شده بود و این انتقاد آیت الله مطهری را برانگیخته بود

در موارد دیگر میناچی با دولتمردان پهلوی در نشست و برخاست بود و البته بهانه اش این بود که برای اداره حسینیه باید با مقامات پهلوی ارتباط بگیرد وگرنه به مرور سبب سوءظن و جلوگیری از برنامه‌های حسینیه خواهد شد

مرتضی مطهری به خاطر همین انتقاد ها که به مدیریت میناچی داشت از حسینیه ارشاد قهر کرد اما آقای میناچی رفتن مرتضی مطهری را به اختلافات او با شریعتی نسبت داد علی شریعتی که به دعوت خود مرتضی مطهری به حسینیه ارشاد آمده بود رابطه محترمانه‌ای با مرتضی مطهری داشت و مرتضی مطهری به هیچ وجه به خاطر حضور علی شریعتی در حسینیه ارشاد از آنجا جدا نشد اما چون مطهری بتازگی در پاسخ کتاب حسین وارث آدم که ماحصل سخنرانیهای شریعتی بود ، کتاب حماسه حسینی را نوشته بود، میناچی با استفاده از این فرصت، اینطور جلوه داد که مطهری به خاطر اختلاف نظر با علی شریعتی از حسینیه بیرون رفته

اما این فرافکنی به مذاق خیلی ها خوش آمد و برای کسی دیگر مهم نبود که میناچی چه کرده یا چه نکرده بلکه موضوع جذاب همین اختلاف بین مطهری و شریعتی بود

چون به هر روی بعد از جدا شدن مطهری از حسینیه ارشاد شایعه قهر و اختلاف مطهری و شریعتی سبب بیشتر فروختن دو کتاب حماسه حسینی و حسین وارث آدم از مطهری و شریعتی شد

همه کنجکاو بودند که بدانند لابلای سطرهای این کتاب چه نقطه انفجاری مهمی نهفته است که سبب جدایی مطهری از حسینیه ارشاد به خاطر حضور شریعتی در آنجا شد

فرافکنی گاهی دلایل پر سودی پیدا می‌کند که وجود آن را توجیه می‌کند

ادامه دارد

مسعود نوروزی ارتباط شناس