فرافکنی ایرونی حتی در میان فرهیختگان!بخش اول/مسعودنوروزی،ارتباطشناس
برخلاف تصور ها فرافکنی تنها در میان عوام بیسواد و کمسواد در جماعت ایرانی جریان ندارد بلکه حتی در میان فرهیختگان و سیاستمداران این جماعت جاری است
به عنوان مثال هنگامی که مرتضی مطهری ،مهندس مهدی بازرگان را به عنوان گزینه تصدی نخست وزیری دولت موقت انقلاب اسلامی به امام خمینی معرفی کرد خیلی از افرادی که با مهندس بازرگان مخالفت داشتند و دل خوشی از تصدی این سمت توسط بازرگان نداشتند با مشاهده ی حمایت شدید مرتضی مطهری از بازرگان و کابینه او و مشاهده قبول بی چون و چرای آیت الله خمینی از پشتیبانی های مطهری نسبت به بازرگان، برای زمین زدن دولت بازرگان، اولین گام شان حذف مرتضی مطهری بود
با توجه به اینکه مرتضی مطهری قبل از انقلاب با گروه فرقان مقابله فکری داشت و در مقدمه کتاب علل گرایش به مادیگری چاپ هشتم به آنها یعنی گروه فرقان اشاره کرد و حتی با لحنی تهدید آمیز نسبت به آنها گفته بود که اگر رویه خود را عوض نکنند ممکن است رفتارش با آنها تغییر کند ،مخالفان دولت بازرگان و کسانی که منفعت شان در روی کار بودن طیف بازرگان نبود، به تحریک گروه فرقان پرداختند تا دست به ترور آیت الله مطهری بزنند
گروه فرقان نیز که سابقه برخورد قبلی با آیت الله مطهری در قبل از انقلاب داشت با این تحریکات نام مطهری را در لیست ترورهایش قرار داد و شد آنچه شد.
پس از ترور آیت الله مطهری دوران افول دولت بازرگان آغاز شد و پس از چندین بار استعفا به طور شفاهی و کتبی، در نهایت، پس از ماجرای تسخیر سفارت امریکا،این طور جلوه داده شد که با در 13آبان58 تسخیر سفارت امریکا دولت بازرگان کنار رفته در حالی که در حقیقت با ترور مطهری در 12 اردیبهشت 58، مهدی بازرگان معرف و حامی خودش در نزد آیت الله خمینی را از دست داد و روند افولش شروع شد.وگرنه آیت الله خمینی که شناختی از بازرگان نداشت و بر اساس معرفی و تاکید مرتضی مطهری او را برگزید و این موضوع حتی در نامه انتصاب بازرگان به نخست وزیری مشهود است
مسعودنوروزی،ارتباطشناس
ادامه دارد