تحلیل شعارهای اغتشاشات1401
قسمت اول
*مسعود نوروزی،ارتباط‌شناس
در اغتشاشات روزهای اخیر این شعار برای جلب حمایت مردم نظاره گر توسط اغتشاشگران سرداده میشد:
«اگه با هم یکی نشیم، یکی یکی کشته میشیم»
در این شعار، اصلا حرفی از فدا و ایثار نیست، حرف بر سر حفظ منفعت(جان) است و شعار دهنده بقیه را تهدید میکند که اگر جانت را دوست داری باید به اغتشاشات ما بپیوندی حتی اگر به هدف ما عقیده نداری.شعاردهنده هیچ نوید و امیدی نمیدهد که در صورت پیوستن شنونده به اغتشاش،به چه آرمان برتری قرار است برسند،فقط قرار است به اغتشاش بپیوندد تا کشته نشود! در حالی که اخبار مکرر کشته شدگان در جریان اغتشاشات که توسط خود همین اغتشاشگران به آن دامن زده میشود، نشانه دروغگو بودن و عدم صداقتشان در این شعار است.این پیوند عقیدتی نیست بلکه منفعت طلبانه است و دوامی ندارد.در نمونه انقلاب اسلامی57،اصلا در شعارها، حرف از حفظ منفعت شخصی و جان نبود بلکه همه بر سر فدا کردن جان و رسیدن به شهادت اشتراک نظر داشتند.
در سال57،وقتی کسی کشته میشد،شهید نامیده و مزارش در بهشت زهرا مانند امامزاده ای توسط مردم غریبه و آشنا، به معنای واقعی زیارت میشد.مرگ او مرگی افتخار آمیز و خود شهید قهرمانی جاویدان شناخته میشد و همه حسرت میخوردند که چرا ما زنده ماندیم و خوش به حال شهید که به مقام بالایی رسیده! این شهدا موتور محرکه حرکتهای بعدی میشدند و هر چه رژیم پهلوی بیشتر میکشت،آتش انقلاب تندتر میشد.اما کشته شدگان اغتشاشات1401،در نگاه همان اغتشاشگران،صرفا فقط کشته شده اند و اوج همدلی که میتوانند بر انگیزند،مترادف همان کشته شده حوادث عادی است(با کلماتی مانند بیچاره جوان مردم!حیف!چقدر خوش تیپ بود! و امثال این کلمات).اغتشاشگران در ته دل خود احساس خوشحالی دارند که زنده مانده اند و به کشته شده به شکل یک قربانی که به هر حال بدشانسی آورده و بیشتر زنده نمانده نگاه میکنند.این کشته شدگان فاقد کاریزما و تاثیر ذهنی موثر هستند و بخش عاطفی-شناختی اطرافیان او را تحت تاثیر قرار میدهند نه وجدانی-عقیدتی! به همین دلیل است که هرچه تعداد قربانیان و کشته سازی ها بیشتر شود، بر خلاف تصور،نه تنها مانند سال57آتش حرکت تندتر نمیشود بلکه به خاطر نگاه منفعت طلبانه،حرکت رو به خاموشی میرود.
همه دیدیم که اطرافیان مهسا امینی بر آن خشت سیمانی که بر قبر او پس از دفن قرار داده بودند،با ماژیک کلمه شهید را نوشتند اما با این وجود،عنوان شهید بر اسم این دختر به هیچ وجه همه گیر نشد چون کسانی که با هشتک نام این دختر در فضای مجازی و یا خیابانها فعالیت اغتشاشگرانه داشتند،بر اساس فدا و ایثار حرکت نکردند بلکه حرکتشان بر اساس منفعت طلبی شخصی و عقده ها(عقده هایی مانند هراس از دست دادن منفعت و خوشیهای شخصی) بوده نه فدا کردن منفعت شخصی و گذشتن از خوشیها در راه آرمانی برتر! و این را من نمیگویم بلکه بر اساس ارتباط شناسی شعار زیر،تحلیل شده! اگر بار دیگر این شعار را روخوانی کنید،متوجه میشوید عمق تناقض را در این شعار:اگه با هم یکی نشیم، یکی یکی کشته میشیم!
محور جذابیت این شعار صرفا روی بازی با کلمه «یکی» میچرخد و فاقد مفهوم وجدانی موثر است.چون مخاطب در وجدان خود میگوید:خب اگر با شما یکی بشویم هم بلاخره یکی یکی در اثر مرگ طبیعی یا حوادث دیگر روزی از دنیا خواهیم رفت،با شما یکی بشویم تا چه چیز بالاتری بدست بیاوریم؟ برای چه آرمان برتری؟اگر با شما یکی بشویم که احتمال مرگ در اثر حضور در معرض حوادث شلوغی های اغتشاش بیشتر است!
در این فضا که حرکت بر اساس منفعت طلبی است، بدیهی است که بی اعتمادی موج میزند چون هر یک میدانند که قرار است در نهایت دنبال منافع و رسیدن به خوشیهای خود باشند نه ایثار و فدا کردن جان و مال.بی اعتمادی سم مهلک هر حرکت جمعی است و سبب بی نتیجه ماندن حرکت جمعی و در نهایت پراکندگی و رفتن هر کس در پی منفعت خود میشود.