سوال:چه شده که در سالهای اخیر محرم از آن حالت انقلابی خودش در مراسم مردمی فاصله گرفته؟مگر همین محرم و صفر موتور محرکه انقلاب در سال57 نبود؟

جواب:ببینید!محرم همیشه محرم است.مذهب شیعه همیشه مذهب شیعه است!این مردم زمانه هستند که در مقاطع زمانی خاص، آن روح انقلابی را پیدا میکنند که از ظرفیت محرم و مذهب شیعه علیه ظلم استفاده کامل بکنند یا نه! فقط صرفا در حد اشک و آه و روضه معمولی قضیه را تمام کنند!

شما خیال نکن که این فقط در انقلاب اسلامی سال57 بوده!نه! در لار و استان فارس،یک سید عبدالحسین لاری بوده که از رهبران قیام مشروطه و مبارزه با استبداد در آن منطقه بوده و مقالات و نوشته های گوناگون در حمایت از مشروطه داشت و اصلا در یک مقطعی آمد و حکومت تشکیل داد در آن منطقه که در نهایت توسط رضا قلدر پهلوی سرکوب شد

اما این را میخواستم بگویم که در دوران مبارزه مشروطه،همین آیت الله لاری،وقتی جمعیت عظیمی پشت سرش بودند و نماز جماعت برگزار میکرد،در قنوت نمازش با صدای بلند میگفت:اللهم العن الروس و الانجلیس! خدایا روس و انگلیس را لعنت کن! میبینی؟خبری از ربنا آتنا فی الدنیا حسنه و دعاهای رزق و روزی و طلب مغفرت نیست! در قنوت نماز از روس و انگلیس اسم میبرد و لعنت می کند!

الان کسی از همین آقایان خطیب جمعه و ائمه جماعات و چهره های منبری مشهور صدا و سیمایی می آید بلند بلند در قنوت نماز بگوید اللهم العن الترامب؟ نه! پس خرده گرفتن به مردم بیجاست.روح زمانه از آن فضای انقلابی فاصله دارد و این درد است

در سال 57 یکی از شعارها این بود که:بعد نماز عشا صد بار بگو مرگ بر شاه! یعنی مرگ بر شاه جای تعقیبات نماز حساب میشد

در یکی از پرسش و پاسخ ها و سوالات شرعی که در دهه شصت در یک مجله آن موقع چاپ شده بود دیدم یکی از آیت الله مشکینی پرسیده بود بعد از نماز جاعت در مسجد ،مکبر سریع تکبیر و الله اکبر خمینی رهبر و مرگ بر آمریکا و درود بر رزمندگان اسلام میگوید و اجازه نمیدهند تعقیبات نماز را بخوانیم.چه کنیم؟ آقای مشکینی جواب داده بود که ثواب مرگ بر آمریگا و آن شعارها که بعد نماز میدهند با آن تعقیبات نماز که در مفاتیح الجنان آمده،یکی است و شما با جمعیت همان تکبیر و شعارها را بگو! ثواب تعقیبات نماز را میبری!

آیا الان این روحیه وجود دارد؟

-

سوال:چرا دین و دین داری گاهی انقلابی است و گاهی استبدادی؟

پاسخ:من درباره مفهوم کلی دین نظری ندارم.بشر به هر حال موجودی دین دار است و بر حسب شرایط ممکن است که دین مورد علاقه خودش را به شکل من در آوردی هم حتی بسازد!من درباره مفهوم کلی دین حرفی نمیزنم ...آنچه از دین منظور من است،دین توحیدی است... آیین توحیدی است... من درباره دین توحیدی حرف میزنم...در دین توحیدی ضدیت با پدر سالاری وجود دارد و در دین داری عموم مردم، وقتی مردم آلوده پدرسالاری باشند که عموما هستند، همان دین توحیدی را طوری جلوه میدهند انگار پدرسالارانه و استبدادی است.

این موضوع صرفا به الان و بعد انقلاب اسلامی مربوط نیست.چون یک بار از آیت الله سید عبدالحسین لاری اسم بردم بگذارید در این مورد هم از او مثال بزنم.مرحوم لاری زن ها و فرزندان زیادی داشت.حتی یک زن آفریقایی سیاهپوست به اسم فضه هم داشت.توجه کنید!کنیز و برده نه! بلکه همسر قانونی و شرعی! و از او بچه هم داشت!

وقتی روح زمانه انقلابی  بود و همه مردم پشت سر آقا نماز جماعت های عظیم برگزار میکردند،این زن و فرزند فراوان داشتن آقا ، اقتدا به پیغمبر و عمل به سنت پیغمبر بود که زنهای بی پناه را به همسری گرفته و خانواده تشکیل داده و فرزند دار شده و قضیه اش،شهوت پرستی نیست و میگفتند چقدر آقا مسئول است و ایشان میتواند یک جامعه را هم اداره کند و از این حرف ها

بعد که مشروطه پیروز شد و بساط استبداد قاجار ور افتاد و مردم شخصیتی پیدا کردند و در همان منطقه فارس آیت الله لاری حکومت تشکیل داد و حتی کار به چاپ اوراق بهادار و تمبر و این چیزها هم کشید،بعد تشکیل حکومت مردم نگاه معیشتی به حاکم دارند و بلاخره فشارهای اقتصادی را از چشم حاکمیت میبینند.همین سبب کم شدن حمایت مردم از حکومت محلی آیت الله لاری میشود و رضا قلدر پهلوی قشون کشی میکند و حکومت آیت الله لاری را سرنگون میکند.بعد همین رضا قلدر که آیت الله لاری و همه زنها و فرزندان او را به جهرم تبعید میکند با فرصت طلبی یک کارناول نمایشی از همین موضوع میسازد و در حین گذر این کاروان اسیران از شهرها تا برسد به جهرم مردم را به تماشا فرامیخواند و مردم میگویند:آقا که میگفت لباسش نباید دو تا جیب داشته باشد چون جیب دوم اسراف است،چرا این همه زن دارد؟

دیدید؟ همین مردم!

یک نفرشان نگفت:وای این کاروان اسیران مثل همان کاروان اسیران کربلا در شام است که زن و فرزند و ناموس سید اولاد پیغمبر را به نمایش گذاشته اند!

البته همان مردم جواب عدم حمایتشان از آیت الله لاری را گرفتند چون در دوره حکومت رضا قلدر پهلوی هم یک قحطی بزرگ کل کشور را در نوردید و حساب کار دست مردم آمد که مشکل از آیت الله لاری عمامه دار نبود.فشارهای اقتصادی جزو بالا و پایین روزگار است و این مردک رضا قلدر منجی تحفه‌ای نبود.وقتی شهریور بیست همون روس و انگلیس و آمریکا ریختند و رضا قلدر را سرنگون کردند،همین مردم جشن گرفتند که راحت شدیم!یکیشان نگفت خب حالا این رضا قلدر بد! تکانی بخوریم و مقابل بیگانه از کشور دفاع کنیم! ببین!روحیه مردم آلوده پدرسالاری باشد،وضع همین قدر خنده دار و افتضاح است.

از دوره رضا قلدر پهلوی بیاییم جلوترفدر دوره مصدق که هر چند شخصا اعتقادی داشت یا نداشت،در عرصه عمومی این آقا با آخوند بازی مخالف بود! در دوره این شخص به خاطر فعالیتش در عرصه ملی کردن نفت،کشور تحریم انگلیس و اقمارش بود.در همین تحریم هم کم کم داشت اتفاقات خوبی می افتاد با وجود همه سختی های تحریم،از جمله این که دامداری و کشاورزی داخلی به خاطر ممنوعیتهای وارداتی رونق گرفت.امریکا هم که آن زمان چهره استعماری نداشت و میخواست از خلاء به وجود آمده استفاده کند،بنابر همان بازی اصل چهار ترومن آمد در ایران کارخانه پپسی و شیر پاستوریزه و هواپیماهای سم پاشی کشاورزی و پرورش گاو و این چیزها راه انداخت اما به هر حال سمبه انگلیس پر زورتر بود و فشارهای اقتصادی آسان نبود همین مردم پشت مصدق را خالی کردند که بعد کار رسید به اون به اصطلاح کودتای28مرداد 32 و شد آنچه شد! این به دین ربط داشت؟ مردم از مصدق یک چهره استبدادی در ذهن ساختند چون دولت او را باعث فشار اقتصادی موجود میدیدند و تصور میکردند اگر مصدق نباشد دیگر فشار اقتصادی تمام میشود که با سرنگونی مصدق،فشارهای اقتصادی انگلیس بر ایران ادامه پیدا کرد چون برای انگلیس مصدق و غیر مصدق فرقی نداشت و شاه برای بهبود اوضاع با مشاوره آمریکایی ها مجبور شد اصلاحات ارضی و رفراندوم و آن برنامه انقلاب شاه و ملت رو انجام بدهد که باز بدتر شد که بهتر نشد و کار رسید به پانزده خرداد42 و یا مرگ یا خمینی گفتن مردم! پانزده سال بعد انقلاب آیت الله خمینی هم پیروز و شد و در این 44 سال اخیر بعد انقلاب فراز و فرودهایی داشته ایم.آیا کل این مسیر از مشروطه و آیت الله لاری تا الان به دین ربطی داشت؟آیا عقده پدرسالاری عموم مردم در مباحث معیشتی آشکار نیست؟

الان هم همین است.اغلب اینهایی که به آن بالایی ها فحش میدهند که آی دزدی  شد و اختلاس شد و باند بازی شد و فامیل بازی شد،دردشان این نیست که با این چیزها مخالف هستند.مشکلشان این است که دست خودشان نمیرسد که خودشان هم از این کارها کنند.به همین خاطر از حرص به آن بالایی ها فحش میدهند.ربطی به دین داری و بی دینی ندارد که حالا دین داری انقلابی باشد یا استبدادی

-

سوال:ارتباط شناسی پوشاک روی حرف زدن مردم تاثیری دارد؟

پاسخ:بله!میگویند شال کمر فلانی باریک است کنایه از این که وضع مالی طرف خوب نیست

-

سوال:آموزش و پرورش در ایران امروز با گذشته چه فرقی دارد؟

پاسخ:آموزش و پرورش یک ماهیت ثابت است.آدمها هستند که شکل آن را تعیین میکنند

بابام تعریف میکرد که لج کرده بود و مکتب خونه نمیرفت.مادرش یعنی مادر بزرگم بهش گفته بود:پس من مردم کی سر قبرم قرآن بخونه؟ که بابام تحت تاثیر این حرف قانع شد که به مکتب برود

الان هم مادره به بچه ش که درس نمیخونه میگه:من بعدا مریض شدم کی بیاد منو معاینه کنه و خوبم کنه؟درس بخون دکتر بشی!

یعنی فقط صحنه از قرآن خون به دکتر تغییر کرده.اصل قضیه فراگیری دانش که با گروگان گرفتن وجدان کودک هست تغییری نکرده!

سوال:معیشت معلم ها چطور؟

پاسخ:معلم ها به خااطر این ه با کودکان سر و کار دارند همواره شغلشان یک حالت صدقه بگیر طور داشته ون باور عمومی این است که اگر این آدم چاره بهتری داشت میرفت یک شغلی میگرفت که با افراد بالغ سر و کار داشته باشد نه با به ها! از بیچارگی اش است که افتاده به این که به بچه ها درس بدهد! 

بابام تعریف میکرد که هر بار در مکتبانه به جایی خاص در قرآن میرسیدند(مثلا به آیه فَتَلَقّی آدَمَ در سوره بقره) ملای مکتبشان که فتح الله نامی بوده به آنها میگفته:فتحل آقا آدمه! غذا باید بخورد.روید و جلسه بعد که می آیید نفری یک مرغ یا خروس با خودتان بیاورید(به عنوان دستمزد!)

که بعد گریه و زاری طفل و امتناع خانوده که آنها هم روستایی و ندار بودند شروع میشد تا بلاخره راضی میشدند چیزی به طفل بدهند برای آملای مکتب ببرد

الان هم نگاه میکنی در بودجه نویسی کشور معیشت معلمان وضع جالبی ندارد

این اوضاع کم و بیش در همه جای دنیا هست و اختصاص به ایران ندارد چون ریشه اش همانی است که عرض کردم

-

سوال:فاصله طبقاتی در ایران امروز ریشه اقتصادی دارد یا فرهنگی؟

پاسخ:ایران امروز یعنی چی؟ مثلا ایران امروز با ایران دیروز از لحاظ محتوای فکری فرق شگفت آوری کرده؟

هنوز در نواحی جنوبی ایران مثلا استان فارس،به افراد تحصیل کرده میگویند میزا یعنی همان میرزا یا به عبارت بهتر امیر زاده!

با سواد بودنشان را به زاده شدنشان در طبقه خاصی(امیران)ربط میدهند نه تلاش و نبوغ و زحمت و دود چراغ خوردنشان! البته نه که این افراد با سواد واقعا از طبقه  اشراف باشند! نه! ممکن است یک بچه کشاورز امروز در استان فارس با تلاش و سختی بسیار تا مقطع دکترا درس بخواند اما در نهایت در عوام مردم میزا خطاب میشود یعنی این درس خواندنش از جنبه استعداد خودش نبوده.به خاطر خون و ریشه اشراف زادگی او بوده که مثلا اجدادش شاید اشراف زاده بوده‌انئ و به این هم سرایت کرده! این در لفظ و کلام مردم مانده در حالی که حدود هزار و چهارصد سال از سرنگونی سلسله ساسانی و نظام طبقاتی و تبعیض طبقاتی در سواد دار شدن میگذرد، این انسان هنوز در دوره ساسانی گیر کرده که در آن افراد طبقه اشراف فقط حق سواددار شدن داشتند!

همین هایی که در دوره جمهوری الامی به آخوندها فحش میدهند هم مغزشان در دوره نظام طبقاتی ساسانی گیر کرده!انگار مثل دوره ساسانی است که بچه آخوند فقط حق آخوند شدن داشته باشد! نه عزیزم همه ،فارغ از این که شغل پدرانشان چه بوده، میتوانند امروزه در آزمون حوزه شرکت کنند و وارد حوزه شوند.بحث صلاحیت علمی مطرح است.من پدر و مادرم کشاورز بودند و به حوزه علمیه آمدم و هیچ کدام از اجداد من در حوزه علمیه درس نمیخواندند.بله!مادر بزرگ پدرم،ملاباجی(ملای خانم) مکتبی بچه ها بود که در مکتبخانه به آنها قرآن درس میداد ولی معلم بود نه آخوند به معنای مصطلح

و نکته بعدی این که آیا انسان ایرانی با انسان چینی یا ژاپنی یا مصری یا ایتالیایی در رفتارهای روزمره تفاوت عمیقی دارد؟

به ای چیزها فکر کنیم بعد سوال مطرح کنیم.اجازه ندهید که کلیشه ها وو عقده ها(از جمله عقده پدرسالاری)برایمان مساله ذهنی کاذب درست کنند چون سوال که غلط باشد جواب غلط اندر غلط خواهد بود.

-

سوال: پیشرفت فن آوری بر دین داری مردم اثر میگدارد؟

جواب: بر دین داری توحیدی اثری ندارد چون دیدار توحیدی بر اساس ضدیت با پدرسالاری دین دار است و فن آوری در حد ابزار است و بر سطح رفاهیات اثر گذار است نه بر سطح ضدیت با پدرسالاری

به عنوان مثال در سالهایی که تلویزیون سینما همه گیر نشده بود ،در سخنرانی‌های روحانیون در پایان منبرها،در کنار دعاهایی مثل خدایا مریضان را شفا بده و قرض مقروضان را ادا کن و امثال اینها،یکی از دعاهای اصلی این بود که خدایا از حوری های بهشت نصیب ما بگردان

درباره زمان دور حرف نمیزنم.صحبت از دهه چهل هجری شمسی است.سالهای حدود1340شمسی!

خب بعد از گسترش سینما و تلویزیون دیگر آن مرد مسلمانی که در کوچه و خیابان زنها را در چادر و پوشیده میدید و روابط اجتماعی زن و مرد در نظرش بسیار محدود و مقید بود،در سینما و تلویزیون آن حوری هایی که آرزویش را داشت میدید و در اثر تاثیر و ساختارشکنی رسانه،بعضا روابط زن و مرد در جامعه بازتر شد و خود روحانیون وقتی میدیدند این دعا دیگر آمین گویی قوی ندارد،کم کم آن را حذف کردند! امروزه بالای منبر هنوز درباره ادای قرض و شفای بیماری و آمرزش اموات دعا میشنوی اما درباره نصیب شدن حوری بهشتی نه!اگر کسی چنین دعایی کند از جنبه طنز به آن نگاه میکنند چون کسی حسرتی درباره آن ندارد

-

سوال:پیشرفتهای فن آوری و تکنولوژیک تا چه حد در روابط اجتماعی انسانها تغییر ایجاد کرده؟

جواب:روابط اجتماعی انسان یک مفهوم ثابت است.پیشرفت های فن آوری تاثیر دارد در سرعت روابط انسانی اما تغییر ندارد

این جور سوالات را میشنوم یاد اینها می افتم که درباره فلسفه مدرن حرف میزنند!اصلا خنده دار است.مگر فلسه مدرن و باستان دارد؟فلسفه و روش آن مفهوم ثابت است حالا ابزارها امکان دارد جدید باشد.همان طور که ما قلب و کلیه و ریه مدرن نداریم اما ابزارهای مربوط به سلامت قلب ممکن است تغییر کند.مثلا قبلا فلان داروی گیاهی را برای بیماری قلب مصرف میکردند و الان مثلا آسپرین

من میگویم انسانها برای حفظ روابط اجتماعی قدیمی خود حتی پیشرفت ها و فن آوری ها را به تغییر میکشند و قدیمی میکنند.مثلا میدانید که ماشین پدیده مدرنی است اما اسم ماشین در فررهنگ روم و یونان مربوط به یک الهه پیوند دهنده و هماهنگ کننده بین پدیده هاست.مانیتور یک پدیده مدرن است اما اسم مانیتور در فرهنگ مسیحی مربوط به یک فرشته آشکار کننده غیب است که اسرار را افشا میکند.حتی اسم کامپیوتر هم در اعتقادات مسیحی به معنای فرشته محاسبه گر اعمال است.

این فقط در اختراعات غربی اتفاق نیفتاده

در ایران هم موشک و ماهواره بر فضایی میسازیم و اسمش را ذوالجناح(اسب امام حسین) و یا آرش(اسطوره شاهنامه فردوسی)میگذاریم

راننده تاکسی ها خود را طایفه بنی هندل مینامند.یعنی پدیده خودرو را تبدیل به عامل قبیله ای(حالا نه آن قبیله بدوی بلکه از نوع مدرنش)کرده اند

-

سوال:اقتصاد موتور محرکه پیشرفت هر کشوری است.چرا اقتصاد ایران هرگز سامان نمی یابد؟

جواب: اولا که این گزاره را از کجا آوردی؟ اقتصاد و آدمهای مربوط به اقتصاد اگر دنبال منافع خودشان باشند خودشان میشوند عامل سقوط و نکبت کشور

در اعتراضات مرداد 97 که ذر محوطه بازار تهران بودم حوالی پانزده خرداد ،این اعتراضات به گرانی بود.در بین مردم خودم با چشم خودم دیدم یکی داشت از پشت مردمی که شعار میدادند را با چاقو میزد و خیلی هم پروفشنال و بذون استرس!

این را خودم دیدم! خب این اعتراضات داخل بازار به گرانی تهش به کجا میرسید؟ظاهرش اعتراض بود و باطنش به این میرسید که اجناس توی انبار باز هم مدت بیشتری توی انبار بمانند بخاطر تعطیلی بازار...توجه میکنید؟ هر چی اعتراضات خونین تر، سود محتکران بیشتر!

من علم غیب ندارم اما خبرها به من میرسد.ما آخوندیم خب.این لات هایی که منفعت طلبها به آنها پول میدهند از این غلط ها بکنند دم محرم صفر میایند پیش ما و اعتراف میکنند و طلب مغفرت! بلاخره یه چیزایی از زبون اونا میشنویم!

سال97 سر همون اعتراضای تابستون97،طرف مغازه لوازم خانگی داشت،به یه لات پول داده بود که سطل آشغال مکانیزه سر کوچه رو  آتیش بزنه که به همین بهونه کرکره رو تا مدتها بکشه پایین و خود مغازه بشه انبار احتکار...اینم بهونه دستش باشه که بخاطر ناامنی مغازه رو تعطیل کرده!آخه یه ماه؟ ببین چقدر احتکار میصرفیده براش که به یه ماه تعطیلی می ارزیده

توی این اعتصاب بازیای بازاریا توی همین بهار1401،سر قضیه مالیات بستن به تراکنش کارتخوان،یه عده رو اجیر کردن که دور و اطراف شعار علیه رهبری و مرگ بر و این چیزا بنویسن که چی؟دولت شل بیاد و مصوبه مالیات از کارتخوان رو لغو کنه

پس این سامان نیافتن اقتصاد یه روند روتین هست.نه که دولت نخواد یا کی نخواد...همین تویی که دغدغه سامان پیدا کردن اقتصاد رو داری هم پای منافعت بیفته معلوم نیس چیکارا بکنی.امر مزمنه

نه تنها در ایران.در همه جای دنیا.حالا اونا سیستم مالیات بگیریشون توی غرب قویتره اما مالیات گریزی و کارتل بازیاشونم پیشرفته تره و خرده پاها هستن که له میشن زیر بار مالیات نداده کله گنده ها...

-

چرا در جامعه ما فشار و نگاه جنسیت زده بر زنان وجود دارد؟ کارهایی از قبیل گشت ارشاد

پاسخ:ببین!این گشت ارشاد که شده اسم رمز خیلی از معضل نمایی ها خودش مسیر حل یک معضله که توضیحش مفصله و قبلا البته درباره ش توضیح دادم

اما فشار همواره روی همه از زنان و مردان در هر جای دنیا وجود داره.یعنی سکسیسم یک مساله همیشگیه

سال57 توی شهرضا انقلابیا ریخته بودن خونه یکی از سرمایه دارها یا مرتبطین حکومت پهلوی رو به اسم کیانی یا چنین اسمی رو تسخیر کرده بودند و بعد در روزهای بعد اومدن نمایشگاهی از اسناد جنایات این آقای سرمایه دار برپا کردند،در بخشی از نمایشگاه که درباره افشای فساد جنسی این آقا بود،شورت و لباس زیر این شخص رو آویزون کرده بودند که ببینید این لباسای زیرش همه مارک خارجیه!

خب که چی؟اگه لباسای زیر یک نفر مارک خارجی باشد او فساد جنسی دارد؟

درباره آخوندها هم حرف و قصه هست که اینا هی زن صیغه میکنند.صیغه هم که میگن اینا منظورشون یعنی همخوابگی دو سه ساعته! نه ازدواج و فرزند آوری! در حالی که من مدت طولانی هم در قم بودم و هم الان که در تهران هستم،خودم به عنوان آخوند سر در نیاوردم که بلاخره این مرکز صیغه آخوندا کجاست؟ که دو سه ساعت صیغه میخونن و بعد خانومه صیغه ش که تموم میشه میره صیغه یکی دیگه بشه! بعضیا آرزوهای شخصی خودشونو در قالب این شایعه ها مطرح میکنن ظاهرا!نمی دونم

پس میبینید که نگاه های جنسیت زده فقط درباره زن ها مطرح نیست.از اون آقای سرمایه دار عرق خور کراواتی لباس زیر مارک خارجی پوش دوره پهلوی تا این طلبه ها که به نون شبشون محتاجن رو ببین تا زنهای به اصطلاح بد حجاب همه درباره شون یه طرز نگاه جنسیت زده وجود داره

قضاوت جنسی و به قول تو نگاه جنسیت زده یک سنت احتماعی غلط جامعه انسانیه و منحصر به ایران هم نیست

ماجرای مشهور بیل کلینتون و منشیش و ماجرای مشهورتر مایکل جکسون و اتهام تجاوز به کودکان بهش چرا به چشم شما نمیاد؟تازه اینا مشهورهاش بودند

توی فرانسه مگه همین نگاه جنسیت زده برای زنهای با حجاب ممنوعیت درست نمیکنه؟یه مایوی اسلامی هست که مد شده زنهای مسلمان توی سواحل اروپا میپوشن!فرانسه پوشیدن اونو ممنوع کرده!یعنی حجاب و روسری که ممنوعه هیچ،ساحل هم میری باید بیکینی لختی بپوشی وگرنه حق شنا با لباس پوشیده توی آب دریا رو نداری! استخر خصوصی که نیست!دریاست!میگن نه! باید لخت بری! خب اینا چرا به چشم شما نمیاد؟چون مغزتون رو تنبل بار آوردین و اجازه دادین رسانه های خاصی که مشتریشون هستی براتون لقمه آماده کنن و خودتون حوصله لقمه گرفتن ندارید

گشت ارشاد اومده تا برخورد با این زنهای مثلا بد حجاب قانونمند باشه که نذاره سعید حنایی هایی باز پیدا بشن که خودشون با قانون شخصی خودشون دست به انتقام از زنهای بد حجاب بزنن

-

-چرا در پژوهشهایتان روی اسم شهرها تمرکز کرده اید؟

پاسخ:چون اسم شهرها ریشه ها و دی ان ای تبار فرهنگی منطقه است

من یادم است چندین سال پیش ماه محرم در یک جایی دیدم نوشته حسینیه شهریوری های مقیم تهران!

پرسیدم شهریور کجاست؟ و تصورم این بود که این روستای شهریور یک منطقه ای باشد در یزد یا اطراف همان نواحی چون شهریور از اسم ایزد و فرشته خشتا وا ایریا به معنای یاور نیکی‌ها و خوبی‌هاست و این مفهوم اصلا مال آیین زردشتی است که یک دین ایرانی است

پرسیدم این شهریور کجاست؟ وقتی گفتند که شهریور یک روستا از توابع اردبیل است اصلا فکم خورد زمین! که عجب! اردبیل که ترک زبان است.آنجا چرا اسم زردشتی وجود دارد؟اسم این روستا هم بسیار کهن است.اینها هم که حسینیه شهریوری های مقیم تهران دارند پس یعنی اهالی شهریور همه مسلمان شیعه هستند.زردشتی نیستند.آن زمان هنوز مطالعات ارتباطشناسی زبانی من کامل نبود.اما الان دیگر برایم تعجبی ندارد و واضح است که این اسم روستا نشان میدهد که پان ترک های احمق چقدر جاعل و دروغگو هستند که نواحی ترک زبان را از ایران جدا میدانند و متاسفانه بعضی از داخلی ها هم با ندانم کاری هایشان به این تصور کاذب دامن میزنند

حتی اطراف تبریز هم یک روستا به اسم خامنه است که سید خامنه‌ای رهبر انقلاب تبارش از آنجاست.خامنه هم یک اسم ایرانی است و به فاری امروزی به معنای خردمند است.سلسله هخامنشیان هم نامش را از همین ریشه و معنا اخذ کرده بود.اصلا قدمت این نامگذاری شاید به همان دور هخامنشیان برگردد.مثل الان که انقلاب امام خمینی به پیروزی رسید و اسم فلان شهر را امام شهر یا خمینی شهر یا بندر امام خمینی گذاشتند،در دوره هخامنشیان هم که شهرها و روستاهایی به وجود آمدند،اسمشان را از سلسله آنها اخد کردند.یک نمونه اش روستای خامنه،نمونه بعدی اش مثلا روستای قمشه در کرمانشاه و نقاط مختلف دیگر ایران که روستاهایی به اسم قمشه وجود دارد.خود شهر قم هم اسمش از همین ریشه است و همچنین شهر خمین در استان مرکزی که از ریشه اخمنش به معنای خردمند هستند

خب این اشتراک پر قدمت در نامگذاری شهرها و روستاها در نقاط مختلف ایران نشان میدهد همه یک منطقه واحد هستیم از تبریز و اردبیل و استان مرکزی و اصفهان و قم و سایر نقاط کشورمان و میفهمیم که تجزیه طلب ها مزخرف میگویند

-

سوال:پس چرا اگر مدعی هستید اسم امام خمینی ریشه ایرانی داشت،خود ایشان در صحبت کردن از کلمات ایرانی استفاده نمیکرد؟

جواب:این حرف را از کجا میزنید؟البته درد شما این است که در ذهنتان تصویر چرکی از هر چه آخوند دارید در حالی که همین آخوند یک کلمه ایرانی به معنای آکنده بودن از علم است اما  الان خود تو در همین یک جمله ای که گفتی از کلمات عربی استفاده کردی،مدعی،اسم،صحبت،استفاده...اینها عربی هستند.در زبان عربی هم کلمات ایرانی راه پیدا کرده مثل فردوس...زبانها با هم اینتر اکشن دارند.تبادل کلمات دارند.یک نوع بده بستان.چون زبانها خودشان موجودات زنده هستند.یک خیاط نمیتواند بگوید برای خودم لباس میدوزم و با دیگران تبادلی نمیکنم.خب از گشنگی میمیرد.یک نانوا نمیتواند بگوید فقط برای خودم نان میپزم.خب بعد از کجا لباس بیاورد بپوشد؟ این تبادل ها همان طور که بین انسانها هست،بین زبانها هم هست چون زبان هم موجود زنده است.این استفاده از لغات و معادل فارسی برای هر چیز مسخره است.مثل نانوایی است که میگوید با همین نانهایی که میپزم خودم را میپوشانم و لباس از خیاط نمیخرم!مثل خیاطی است که بگوید همین لباسهایی که میدوزم را میخورم و از نانوا نان نمیگیرم.تهش میرسد به دو ور پف زینتی برای پاپیون و دراز آویز زینتی برای کراوات

خود انگلیسی زبانها به کراوات میگویند تای! بعد ما کلمه ایرانی کراوات را به زور برایش معادل فارسی میسازیم.خب مجبوریم؟این پان فارسیسم بازیا یعنی چی؟کراوات خودش یک کلمه کهن ایرانی است به معنای دستمالی به کله بستگی دارد.کراوات یعنی کله بست.یعنی اگر من در فرهنگستان بودم به جای درازآویز زینتی میگفتم معادل کله بست را حداقل استفاده کنند.هر چند همان هم لازم نبود و کراوات خودش هم کلمه ای ایرانیست و هم کامل و هم زیباست

فرهنگستان فارسی برای مقابله باافراط در استفاده از لغات بیگانه و برای وضع کردن لغت جهت بعضی مفاهیم کلیدی و مهم یا جدید است نه که برای کراوات و پاپیون هم بیاید معادل پیدا کند.چون زبان امری از بالا به پایین نیست..مثلا همین فرهنگستان لغت بالگرد را به جای هلیکوپتر ابداع کردکه این در زبانها نشست و در خبرها و نوشته ها رواج پیدا کرد چون هلیکوپتر چهار بخش است و بالگرد دو بخش و راحت تر تلفظ میشود ولی کی می آید به جای کراوات بگوید درازآویز زینتی آخه؟

در وصیت نامه آیت الله خمینی هم که به زبان فارسی است به کرات از کلمات ایرانی استفاده شده است

مثلا در جایی از وصیت نامه اش از کلمه سالوس استفاده کرده...سالوس یک کلمه ایرانی و دارای بار مذهبی زردشتی است به معنای منافق

در حقیقت چون ایرانیان دیدند آیین اسلام در مفاهیم فراوانی از توحید و مومن و منافق و آرمان ظهور با آیین زردشت حقیقی شباهت و اشتراک دارد،اسلام را پذیرفتند

بدون تحقیق حرف نزنید