بازی لفظی قرآن با آهنگ کلمات(مسعود نوروزی.ارتباط شناس)
در بررسی هایم از تاریخ عرب دوره جاهلیت و نیز آیات قرآن به نکته جالبی دست یافته ام که تا پیش از این کسی به آن اشاره نکرده بود و آن مهارت قرآن در استفاده از شباهت های آوایی برای القای یک مفهوم است.
عرب دوره جاهلی به محوریت عُصبِه (پیوندهای قبیله ای و قومی) در روابط اجتماعی معتقد بود و قرآن که مخالف این اعتقاد بود و ایمان و تقوایی که پیامبر اسلام پیام آور آن بود را محور روابط اجتماعی می دانست، در مقابل مفهوم عُصبِه، مفهوم اُسوِه را مطرح کرد که به معنای پیوند رفتاری است بدون توجه به پیوندهای قبیله ای و در قرآن پیامبر اسوه حسنه معرفی شده یعنی بهترین الگو که میتوان با او پیوند رفتاری برقرار کرد
پس از مطرح شدن مفهوم اسوه از سوی قرآن بود که هر عربی میخواست به عصبه و خون خاندانی و نسب خود افتخار کند بلاغفاصله بعد از یادآوری کلمه عصبه، به خاطر شباهت آهنگین، ذهنش به سمت کلمه اسوه میرفت و یادش می افتاد که دوره عصبه و افتخار به آن و محور قرار دادنش در روابط اجتماعی گذشته است
این شباهت آوایی یکی از بهترین روش های آموزشی است که به کمک آن میتوان مغز را در به خاطر سپاری مفاهیم یاری نمود
اینجاست که ما معجزه بودن قرآن را چه در معنا و چه در لفظ، درک می کنیم
زیرا عصبه به معنای پیوند خونی و قبیله ای است بدون در نظر گرفتن اختیار و اراده انسانی چون وقتی شخصی در یک قبیله به دنیا می آید به حیطه اختیار انسانی او این اتفاق رخ نداده و در مقابل عصبه، مفهوم اسوه قرار دارد که بر اساس آن شخص در هر موقعیتی که باشد بر اساس اختیار و اراده انسانی تصمیم می گیرد و عمل می کند
عصبه و اسوه از لحاظ ریشه لغت،به هم مربوط نیستند(هر چند از لحاظ ریشه ارتکازی ممکن است ربط داشته باشند که آن هم صرفا احتمال است و خارج از علم لغت متعارف است) و مچ کردن آنها در این بالانس معنایی، یک معجزه محسوب میشود
مسعود نوروزی ارتباط شناس